آموزش لمس بدوخوب در کودکان
يكي از موارد آموزنده كه بايد مورد توجه قرار بگيرد سوءاستفاده جنسي از كودكان است. در آمريكا هر ساله در حدود دويستهزار مورد سوءاستفاده جنسي گزارش ميشود كه هر ساله 10درصد به آن اضافه ميشود. بيشتر كارشناسان معتقدند كه بين 20 تا 30 درصد از اين تعداد را دختران و تقريبا نيمي از آن را قربانيان پسر تشكيل ميدهد.با توجه به اين خطر، بسياري از مدارس برنامههايي را براي جلوگيري از سوءاستفادههاي جنسي از كودكان تنظيم كردهاند. در بيشتر اين برنامهها آموزشهاي مختلفي درباره سوءاستفاده جنسي به بچهها آموخته ميشود، براي نمونه آگاه كردن آنها در مورد تفاوت بين لمس «خوب و محترمانه» و لمس «بد و زشت»، هوشيار كردن آنها نسبت به خطرات وتشويق كردن آنها براي گزارش كردن اين اعمال خلاف به افراد بزرگسال. تحقيقات نشان داده است كه اين آموزشها در كاهش جرايم بيتاثير نبوده است اما بچههايي كه تحت آموزشهاي جامع و گسترده شامل تقويت قابليتهاي اجتماعي و عاطفي مربوطه قرار داشتهاند بهتر توانستهاند از خود در برابر تهديدات جنسي محافظت كنند. آنها بهتر از بچههاي ديگر ميتوانند از فرد خطاكار بخواهند كه آنها را رها كند، داد و هوار راه بياندازند و با فرد خلافكار گلاويز شوند، يا او را تهديد به لو دادن كنند، و هنگامي كه رفتار ناشايستي با آنها شد عملا آن را به والدين خود بگويند. ويژگي اخير ( گزارش كردن عمل خلافكار) يكي از بهترين راههاي پيشگيريكننده است.
احساسات کودکان
احساسِ گناهِ کودک فرصتی است برای آموختن مسؤولیتپذیری و دانستن پیامدهای رفتارش. واکنش والدین نسبت به خطای کودک میتواند تاثیر عظیمی بر تقویت ( یا تضعیف) وجدان کودک، قابلیت یادگیری درست و نادرست، و سطح علاقه به اجتماع و مسؤولیتپذیری او دارد. کودکانی که اجازه مییابند احساسات خود را درک و احساس کنند و والدینشان به آنها کمک میکنند که احساساتشان را بشناسند و از آنها درس بگیرند؛ در حال آموختن مهارت برخورد به روش مسؤولانه با مسائل زندگی هستند. در صورتی که احساسات بچهها سرکوب شود آنها با سوءرفتار در اشکال گوناگون احساس خود را بیان میکنند.
دندان در کودکان
شايد اندکي پس از تولد، نيش زدن دندانها، اولين مشکل جدي والدين باشد، چرا که نوزاد با تحولات رفتاري ـ جسمي چون تب، اسهال، آبريزش بيني و چشم، کج خلقي و... اين خبر را به والدينش مژده مي دهد! تشابه علايم سرماخوردگي با علايم روييدن دندان ها يکي ديگر از مشکلاتي است که والدين با آن روبه رو هستند و در بسياري موارد نيز زماني که والدين سرگرم درمان به اصطلاح سرماخوردگي نوزادشان هستند؛ به ناگاه مرواريد کوچکي را در دهان فرزندشان مي يابند! آن چه در پي مي خوانيد، نگاهي است به علايم روييدن دندان در نوزادان و نحوه مراقبت از دندان هاي شيــــري.
نيــــش زدن دنـــدان و مشکــــــلات آن
بعضي از نوزادان با دندان متولد مي شوند و در بعضي نيز اولين دندان شيري حدود ۶ ماهگي نيش زده و در گروهي ديگر، تا حدود يک سالگي دنداني ديده نمي شود؛ که اين تفاوت به مسايل مختلفي چون مسايل ژنتيکي، تغذيه مادر و... مرتبط است. گرچه همان طور که گفتيم، سن نيش زدن دندان متفاوت است، اما در اغلب نوزادان حداکثر تا سن دو تا دو و نيم سالگي، دندان هاي شيري کامل شده و با ورود به سن ۶ سالگي، اولين دندان دائمي، ظاهر مي شود.نيش زدن دندان با علايمي چون تب- خفيف يا شديد- بدخلقي، بي اشتهايي، گريه کردن؛ بي خوابي و بيدار شدن هاي مکرر همراه با گريه، آبريزش بيني و آب دهان، اسهال و حالت هايي شبيه به سرما خوردگي و... همراه است. اين علايم گاه چنان شبيه به سرما خوردگي است که والدين براي جلوگيري از شدت يافتن علايم، درمان دارويي را آغاز مي کنند. اما با توجه به تشابه علايم نيش زدن دندان و سرماخوردگي، لازم است تا پيش از هر اقدامي با پزشک مشورت کرد؛ چرا که مصرف بعضي از داروها، به رشد دندان ها آسيب جدي وارد مي کند. علاوه بر علايمي که برشمرديم، قرمز شدن و تورم لثه ها عاملي جهت کلافگي نوزاد و شدت گرفتن ناآرامي ها و گريه کودک است.يکي از علايمي که کودک به صورت ناخودآگاه از خود بروز مي دهد، جويدن انگشتان است که اين خود راهي براي آگاهي والدين از نيش زدن دندان هاي کودک است.
چگــــــونه نـــــــــوزاد را يــــــاري دهيـــــم ؟
۱- تــــوجه کـــردن به نــــوزاد:
از آن جاييکه نيش زدن دندان با علايمي ويژه و شبيه به سرماخوردگي همراه بوده و نوعي بيماري محسوب ميشود، لازم است تا والدين توجه ويژه اي به تغذيه و استراحت نوزاد داشته باشند.
۲- استفـــاده از ژلهـــــــاي دندانــــــــي:
با مشورت پزشک مي توانيد از ژل هاي دنداني غيرشيرين (Suger-free) استفاده کنيد. اين ژل ها باعث بي حسي موضعي لثه ها و از بين رفتن حالت تورم، خارش و سوزش شده و تأثير به سزايي در تخفيف درد دارد. توجه کنيد اين ژل ها نبايد براي نوزادان پايين تر از ۴ ماه استفاده شوند.
۳- مصــــــــرف دارو :
اگرچه مصرف دارو چندان توصيه نمي شود- اشاره کرديم که بعضي از داروها به دندان آسيب وارد مي کنند- اما براي مصرف دارو حتماً بايد با پزشک مشورت کرد؛ اين نکته به ويژه درباره نوزاداني که زودتر از موعد مقرر دندان در مي آورند، مهم است.
۴- استفـــاده از حلقــــــه هاي دندانــــي:
حلقه هاي دنداني (Teething ring) يا لاستيک هاي دنداني، در اشکال مختلف ويژه نوزادان طراحي شده است تا با جويدن و دندان زدن نوزاد به اين حلقه ها، خارش و سوزش لثه ها تخفيف پيدا کند. براي انتخاب اين حلقه ها، اطمينان از کيفيت آنها بسيار مهم است؛ اين حلقه هاي لاستيکي بايد از جهت نوع مواد مصرفي و رنگ به کار رفته در رنگ آميزي آنها مطمئن باشند. استفاده از تکه هاي نان، هويج پوست کنده، سيب، کرفس و... نيز توصيه مي شود اما بايد توجه داشت تا تکه هاي جدا شده از اين خوراکي ها باعث خفگي نوزاد نشود.
مــــــراقبت از دندانهـــــا
دندان هاي شيري ۲۰ عدد- ۱۰ دندان در فک بالا و ۱۰ دندان در فک پايين- است. اين دندان ها اگر چه دايمي نبوده و حداکثر ۵ سال- فاصله بين يک تا ۶ سالگي- کارايي دارند، اما مراقبت از آنها ضروري است، چرا که پوسيدگي و شکستگي دندان ها نه تنها باعث اختلال در جويدن و هضم غذا مي شوند بلکه زمينه ساز خراب شدن دندان هاي دايمي نيز مي شود. اصولي ترين، مهم ترين و رايج ترين شيوه مراقبت از دندان ها مسواک زدن، حداقل ۲ بار در طول شبانه روز، يک بار صبح و يک بار پيش از خوابيدن است. هر چند کودکان از مسواک زدن سرباز مي زنند، اما والدين وظيفه دارند تا با نظارت دقيق و اتخاذ تدابيري مفيد، اين مشکل را برطرف کنند. بـــراي اين منظـــور :
۱- بــراي کــــودک، مسواک ويــــژه کودکان تهيه کنيد.
اين مسواک ها نه تنها از جهت اندازه، جنس و کيفيت مطابق با سن کودک طراحي شده اند بلکه باعث ترغيب کودک به مسواک زدن مي شوند.
۲- خميــــر دنــدان نيـــز بايد ويــــژه کـــــودک خــــــريداري شود.
چرا که خمير دندان کودکان از جهت طعم و بو متفاوت از خمير دندان بزرگسالان بوده و به جهت تفاوت در رنگ و عطر و طعم کودک را به مسواک زدن تشويق مي کند. در انتخاب نوع خمير دندان به ميزان «فلورايد» آن توجه کنيد.
۳- زمان مســـواک زدن فرزندتان را با مســـواک زدن خودتان تنظيم کنيد.
اين کار او را به مسواک زدن ترغيب مي کند.
۴- دندان هاي او را مسواک بزنيد.
تا پيش از زماني که کودک خود بتواند مسواک بزند، دندان هاي او را مسواک بزنيد.
۵- لثه هاي نوزاد را با پنبه آغشته به آب ولرم، شست وشو دهيد.
در نوزادان پس از نوشيدن شير، به ويژه پيش از درآمدن دندان ها، لثه هاي نوزاد را با پنبه آغشته به آب ولرم، شست وشو دهيد.
۶- به شيوه تغذيه کودک توجه کنيد.
مصرف شير پس از يک سالگي بايد با ليوان- نه با شيشه ـ صورت بگيرد چرا که مکيدن شير باعث بد فرم شدن دندان ها و متمايل شدن آنها به سمت جلو مي شود.
۷- به تغذيه کودک توجه داشته باشيد.
اگرچه نمي توان مصرف شيريني، شکلات، نوشيدني هاي شيرين و... را ممنوع کرد؛ اما مي توان با اتخاذ تدابيري از مضرات مصرف اين خوراکي ها کاست. مثلاً پس از خوردن شيريني، خوردن سيب يا هويج را در برنامه غذايي کودک قرار بدهيد تا با اين شيوه ذرات باقي مانده شيريني از سطح و بين دندان ها خارج شده و PH دهان نيز تغيير کند تا فعاليت باکتري هاي عامل پوسيدگي دندان متوقف و مختل شود.
۸- عادات تغذيه اي کودک را به سوي مصرف مواد غذايي بي ضرر، ميوه و سبزي و نوشيدني هاي بدون قند چون دوغ و... سوق دهيد.
اين مسأله نه تنها مانع از پوسيدگي دندان مي شود بلکه از ابتلاي کودک به اضافه وزن نيز جلوگيري مي کند.
و در پــــــــايـــــــان :
نوع و شيوه تغذيه کودک از دوران جنيني و سپس مراقبت هاي دوران کودکي و بزرگسالي از مهم ترين عوامل حفظ سلامت دندانها است.....
کودک و فرزند جدید
جاي تعجب نيست كه والدين مي توانند در دعواي فرزندان نقش مهمي داشته باشند. روشن است كه هميشه نمي توان بچهها را به طور يكسان مورد توجه قرار داد؛ گاهي بچه اي نياز به توجه بيشتري دارد.به هر حال، هيچ پدر و مادري نمي خواهند در محيطي پر كشمكش زندگي كنند.به كارگيري اين روشها به شما كمك مي كند بين بچه هايي كه با هم اختلاف دارند، صلح و صفا به وجود آوريد.
۱. بــر رفتارهاي مثبت كــــودكان تاكيد كنيد .
بچهها خيلي زود درمي يابند كه دعوا و مشاجره باعث جلب توجه بزرگترها مي شود؛ و اين در حالي است كه همكاري آنها با يكديگر، اغلب مورد توجه قرار نمي گيرد. پس وقتي كودكان به طور مسالمتآميز با هم كنار ميآيند، آنها را تشويق كنيد.
۲. نقاط شــــروع درگيــــــري را شناسايــــي كنيد.
هر مشاجره و برخورد را ارزيابي كنيد و به دنبال عوامل و انگيزهها باشيد. بچه ها معمولاً وقتي خسته و گرسنه ميشوند يك به دو مي كنند. بعضي اوقات هم احساس مي كنند مورد بي اعتنايي والدين قرار گرفته اند و به همين علت براي جلب توجه به دعوا پناه مي برند. اگر عوامل دعوا و اختلاف را بشناسيد و مورد توجه قرار دهيد، مي توانيد از وقوع آن پيشگيري كنيد.
۳. به علايق و تواناييهاي بچهها احتــــرام بگذاريد و هر يك را جداگانه تشويق كنيد.
بهترين روش براي اين كه بچه ها از چشم وهمچشمي و رقابت نادرست بپرهيزند، اين است كه اجازه دهيد شخصاً علايقشان را دنبال كنند. در اين صورت آنها هر كدام براي خود سرگرميهاي جداگانه اي خواهند داشت. در ضمن، فعاليتهاي آنان بايد با توانايي هايشان سازگاري داشته باشد؛ مثلاً در كار نظافت حياط، اگر بچه اي براي زير و رو كردن خاك باغچه، خيلي كوچك است مي تواند در جمعآوري برگ هاي خشك كمك كند. به اين ترتيب فرزند شما مي آموزد كه هر شخص وظيفه اي دارد؛ حتي اگر كارش مهم جلوه نكند و كانون توجه ديگران واقع نشود.
۴. آنها را به حــــرف زدن تشـــــويق كنيد.
وقتي دعواي بچه ها شروع مي شود، با آغاز كردن يك گفت و گو به آنها كمك كنيد كه با صلح و صفا به بحث و مشاجره پايان دهند؛ مثلاً اگر بر سر يك مداد شمعي با هم جدال مي كنند، بگوييد: نمي دانم؛ هر دوي شما همين مداد شمعي را مي خواهيد. ببينيد چطور مي توانيد اين مشكل را حل كنيد كه هر دو راضي و خوشحال شوند. بچه ها براي اين كه بتوانند با موفقيت مشكل را حل كنند، لازم است صحبت هاي طرف مقابل را بشنوند و راه حلي پيدا كنند كه مورد توافق هر دوي آنها باشد. پيوسته از طريق صحبت، آنها را به آرامي راهنمايي كنيد. در نهايت بچهها ميآموزند كه مشكلاتشان را خودشان حل و فصل كنند.
۵. قــــانــــون وضــــع كنيد.
گاهي نمي توان جلوي دعواي بچه ها را گرفت، اما بيشتر اوقات مي توانيد خودتان را درگير ماجرا نكنيد. شايد مشكل ترين درس براي تمام والدين اين باشد كه چه مواقعي بايد بحث هاي كودكان را ناديده بگيرند. در اين زمينه، بايستي از قبل رفتارهاي غيرقابل پذيرش را صريحاً مشخص كنيد؛ مثلاً « زد و خورد » رفتاري غير قابل قبول است. در صورت قانون شكني، قوانين انضباطي را اجرا كنيد
نقدهایی بر نظریه ی پیاژه
شيوههاي توصيف روانشناسان معاصر از تغييرات شناختي كودك به شدت تحتتاثير انديشههاي روانشناس سوييسي ژان پياژه قرارگرفتهاست. پيش از پياژه رويكرد نظري روانشناسي به رشد شناختي كودكان یا زير نفوذ ديدگاه زيستي –رسشي قرارداشت. (تاكيد بر عنصر سرشت) و یا تاكيد مطلق بر رويكرد محيطي- يادگيري بود (تربيت) .
نقش محبت در رشد مغز کودکان
نياز كودكان به مهر و محبت به اندازه كافي شناخته شده است، اما اين شناخت كه عشق و علاقه نه تنها در پختگي عاطفي نقش دارد بلكه ساختار مغز را نيز متاثر ميكند، يافته جديدي است
به گزارش پايگاه اينترنتي مجله علمي "روانكاوي" آلمان، به هنگاميكه دانشمندان كودكان يتيم يك كشور اروپاي شرقي را مورد مطالعه قرار دادند، در مغز آنها "حفره سياهي" يافتند كه طبيعتا بايد
"Kortex "orbitofrontale
باشد. اين همان بخش از مغز است كه مسووليت رشد و تحول در درك احساس و ساخت، عملكرد و هضم عواطف، تجربه زيبايي و لذت، لياقت و هنر رفتار و برخورد عاقلانه با ديگران را برعهده دار
.
پژوهشهاي علم اعصاب و تحقيقات بيوشيمي با كمك و كاربرد تكنيك پويشگري مغز و مطالعات برشهاي آن، ثابت كردهاند كه سيستم اعصاب نه تنها به تحريكات عواطفي عكسالعمل نشان ميدهد، بلكه در اساس شكل ميگيرد
مغز يك نوزاد هنوز به خوبي شكل نگرفته و بدون ساختار است و براي رشد و تحول خود به تحريك نياز دارد، نه تنها به تحريكات محسوس و شناختي در اشكال و انحاء گوناگون مثل بازيها، رنگها يا موزيك، بلكه به برخوردها و رفتارهاي محبت آميز نيز محتاج است
لبخند، تماس چشمها و وجود يك غمخوار و پرستار سبب آرامش و آسودگي خاطر و
همزمان نيز ترشح هورمونهايي در
" "frontale Kortexpr
ميگردد يعني در آن بخشي از مغز كه در همان سالهاي نخستين شكل ميگيرد و در پختگي رشد و تحول رفتار اجتماعي سرنوشت ساز است.
هر چه روابط و تاثيرات متقابل مثبت بيشتري بوقوع بپيوندد، اتصالات و شبكههاي بهتر و بيشتري در اين بخش ايجاد ميگردد
بدين ترتيب، نظريه پيوند "جان بوولبي" كه گهگاه مورد ترديد قرار ميگرفت بوسيله پژوهشهاي بيولوژيكي تاييد شد
نظريه بوولبي ميگويد، رشد و تحول يك كودك از طريق تجربه پيوندها و دلبستگيهاي دوران كودكي به نحو مثبت و يا به گونهاي منفي تحت تاثير قرار مي گيرد
يكي از مطالعات انجام شده در دانشگاه "ويسكونسين" آمريكا نشان داد كه نحوه و چگونگي عكسالعمل يك فرد در مقابل فشارهاي روحي در سنين كودكي تعيين ميشود
"نوزاداني كه با مادران تحت فشار روحي يا افسردگي بزرگ ميشدند، بعدها بيشتر از حد متوسط آسيب پذير بودند. اينها در مواقع سخت و پيچيده با ترشح شديد هورمونهاي فشار عكس العمل نشان ميدهند"
جالب توجه اينجا است كه كودكاني كه در سنين بالاتر مادران خويش را افسرده تجربه ميكردند، از عكس العمل شديد مشابهي برخوردار نبودند
بنابراين خاطرات بد اوليه نه تنها رفتار را نقش ميدهد بلكه بر طبق علوم و شناختهاي جديد، عكسالعملهاي الگويي فيزيولوژيكي مغز را كه تعيينكننده چگونگي برخورد و رفتار ما با احساسات و ديگر اشخاص هستند، نيز تحت تاثير قرار ميدهند
بر اساس اكتشافات جديد، اين پرسش در ظاهر ساده كه آيا بايد نوزاد عاجز گريان را در بغل گرفت و آرام كرد، ديگر به استيل تربيتي مربوط نميشود
واقعيت غير قابل بحث آن است كه نوزادان خود قادر به از ميان بردن فشارهاي روحي و احساسي خويش نيستند، آنها به هنگام هيجان و برآشفتگي، قدرت تغيير خودآگاه و انحراف ذهن خويش را ندارند
در اين موقعيت "هيپوتالاموس" موادي را بعنوان علامت توليد ميكند كه باعث ترشح هورمن فشار "كورتيزول" ميگردد
در سالهاي پس از دوران كودكي، مغز در مواقع سختي و فشار يا با توليد بيش از حد هورمون كه نتيجه آن بروز ترس و افسردگي است و يا با توليد كمتر از حد لازم كه نتيجه آن سردي عواطف و بروز خشونت است، عكس العمل نشان مي دهد
نتيجهگيري از اين شناختهاي جديد علمي تنها چنين ميتواند باشد كه نوزاد در سالهاي اوليه زندگيش به فردي نيازمند است كه برايش شناخته شده باشد، فردي كه حال و احوال نوزاد را درك كند، فردي كه به وي لبخند بزند و با محبت و مهرباني رفتار كند
خانم "سو گرهاردت" متخصص روان درماني ترديد دارد كه پرورش و تربيت نوزاد توسط افراد غريبه بتواند اين كيفيت پرورشي را بوجود آورد.
وي ميگويد: در كودكان كم سني كه توسط غريبهها پرورش مييابند، احتمالا اين كمبود تجربه كه وجود و مفهوم خاصي براي ديگري داشته باشد، وجود دارد.
"آنها ميآموزند كه بايد در انتظار علاقه و توجه ديگران باقي بماند"
والدين نيز در سالهاي نخستين نياز به حمايت ديگران دارند، مثلا در صورت وجود مشكلات با كودك به كمكهاي روان درماني يا به موسسات اجتماعي و گروهها و همدردان مشترك احتياج دارند تا به اين وسيله بتوانند از تنهايي و ايزوله شدن خود جلوگيري نمايند
لکنت
۱)در محاوره با کودک دچار کنت سرعتی نسبتا آرام به کار ببرید و سعی کنید بدون شتاب صحبت کنید
۲)هنگام صحبت کردن با او تماس چشمی برقرار کنید
۳)نسبت به سخنان کودک خود عکس العمل مناسب نشان دهید به طور مثال سر تکان دهید و لبخند بزنید و از کلماتی نظیر اوهوم استفاده کنید
۴) با قطع کردن صحبت های کودک و تکمیل کردن کلمات برای وی او را دستپاچه نکند چون این کار سبب تحقیر او می شود و به دیگران نیز اجازه ندهیدان کار را انجام دهند
۵)دقت کنید که افراد مبتلا به لکنت در هنگام صحبت با تلفن مشکل تر می توانند گفتار خود را کنترل کنند از این روی در چنین موقعیتی حوصله ی زیادی به خرج دهید
خیالبافی در کودکان
مقدمـــــــه
حیات روانی انسان به نظامی مجهز است که ادامه سیستم دار آن موجب تداوم حیات سالم و توأم با فراغ است. اگر از این نظام تخلف و انحرافی پدید آید آدمی با مخمصه هائی که اغلب زحمت آفرین هستند مواجه خواهد شد، در این نظام به دو امر مواجهیم: یکی تجهیزات انسان و آن شامل امکانات و مؤیداتی در تربیت است که خداوند آن را در درون انسان بودیعت نهاده است مثل فطرت، غریزه، کنجکاوی، بینهایت جوئی، استعدادها و.. و دیگر سیستم دفاعی است که آدمی از این طریق قادر به ادامه حیات و حفظ صیانت وجود می شود. در برابر آلام و رنج های درونی موضع مناسب اتخاذ کرده و خود را از درماندگی ها نجات می دهد و ما این هر دو را در تخیل و خیالبافی انسان می بینیم.
خلاقیت در کودکان
خلاقيت قابليتي است كه در همگان وجود دارد اما نيازمند پرورش و تقويت ميباشد تا به سر حدشكوفايي برسد. فرد خلاق كسي است كه از ذهني جستجوگر و آفريننده برخوردار باشد. خلاقیت برآیند فرآیندهای ذهنی و شخصیتی فرد بوده و به تولیدات و آثاری منجر می شود که نو و بدیع بوده، خاصیتی متکامل داشته و با واقعیتها، منطبق بوده و در غایت به سود جامعه بشری هستند. اساساً پرورش عنصر انگیزشی خلاقیت باید در بستر خانواده صورت گیرد، زیرا مستعدترین محیط برای شکل دهی آن محیط کلامی و نظام تربیتی و رفتاری خانواده است. کودک و نوجوان اوقات زیادی را در خانواده سپری میکنند، بنابراین این طبیعی است که بیشترین تاثیر را نیز از آن بپذیرند.
شیطان پرستی چیست؟
تفاوت های زنان شاغل و خانه دار
فرهنگ پذیری دانشجویان
دانشگاه در ممالک مترقی محل ارتقا دانش فکری و اندیشه و آگاهی است اما در مملکت توسعه نیافته ای مانند ما فقط یک محل برای گذر از سنت به مدرنیته است و نه بیشتر و این خود یکی از عوامل عدم پیشرفت علمی ما در دانشگاه هاست .
جوانانی که وارد دانشگاه میشوند اغلب جوانانی هستند که تاقبل از این تجربه جدید، هیچ گونه تجربه ای از رابطه با جنس مخالفشان نداشته اند، هیچ گونه تجربه سیاسی به دلیل ماهیت سیاست گریز سنت خانوادگی ایرانی که شعار معروفش این است که ” سیاست پدر و مادر نمی شناسند ” نداشته اند، همیشه در فضای بسته قرار داشته اند و استقلالشان توسط خانواده هایشان مورد خطشه واقع میشده و هزار محدودیت دیگر که ناشی از بسته بودن سنت خانوادگی در ایران دارد را در مقابل خود داشته اند .
جوانی که از 14 ساله گی تا آن لحظه با پدر و مادرش برای کسب استقلال فردی به جنگ میپردازد و در دوران اوج خود محوری قرار دارد، ( بر طبق یافته های روانشناسان تربیتی انسان ها چهار مرحله تکاملی دارند ، دوران اول که از نوزادی تا 10 سالگی است دوران خودشیفتگی است و دوران بعد که از 10 ساله گی تا 14 ساله گی است دوران دگر شیفتگی یا الگو گیری و دوران سوم که از 14 تا 23 سالگی طول میکشد دوران خود محوری است و بعد از این دوران فرد به دوران چهارم که بلوغ است میرسد ) ، خودمحوری که شدیدا اورا به سمت خودرایی و عدم توجه به تجربیات و نصایح دیگران هدایت میکند و اورا به این توهم که خود بهترین تصمیم گیرنده است و دیگران همه محدود کننده های استقلال و فردیت او و درنتیجه آنان هرچند هم که بزرگتر باشند خالی از نوگرایی اند فلذا تجربیات و نصایح بزرگان را پوچ میانگارد و خود را ایدئلوگ خود میابد .
در این دوران مشوش و پر آشوب که فرد در حال کسب تجربیات نو و آزمون و خطا در زندگی خود است و فرد تازه از سطح بسته به سطح باز گام نهاده و کم کم طعم استقلال فردی را میچشد ، هزاران وادی پر سودا نیز در پیش رویش قرار میگیرد .
یکی میخواهد از این فرصت برای تخلیه احساست جنسی اش استفاده کند ، دیگری میخواهد از این فرصت برای رفع مشکل نیازمندی محبتش سود جوید ، آن دیگری میخواهد از نبودن آقا بالاسر لذت ببرد و دیگری میخواهد حالا که خانواده ای نیست که از سیاست منعش کند به سمت سیاست قدم بردارد و …….
اینجاست که میشود فهمید که چرا خیلی از دانشجویان ما به جای درس خواندن به سمت رابطه برقرار کردن با جنس مخالف میروند و چرا خیلی ها گرفتار دام های دهشتناکی مانند اعتیاد میشوند و چرا خیلی دیگر نیز در رابطه برقرار کردن میان فعالیت دانشجویی و درسشان دچار پارادوکس عدم تعادل و افت تحصیلی به خاطر فعال بودن در جنبش های دانشجویی میشوند و ….
این همه را گفتم تا بشود درک مناسبی از این دوران داشته باشیم که دانشجوها از کجا می آیند و در کجا قرار میگیند .
به راستی جایی که دانشجویان در آن قرار میگیند یک مکان باز برای فعالیت و بدون محدودیت است جایی که هم میتوانند به دور از خانواده استقلال فردی داشته باشند و هم از خودمحوری خود لذت ببرند . وادی هزار سودایی که تا در آن تجربه نکنی به واقعیت نخواهی رسید .
در کنار این تفسیر از فضای دانشگاه ، جادارد برای درک بهتر موضوع اقشار مختلفی را که دانشجویان را میسازند نیز مورد تحلیل قرار بدهیم .
طبقات دانشجویی
گرچه ما در داخل کشورمان طبقات مختلف تعریف شده و سازمان یافته خاصی نداریم اما با این حساب نمی شود وجود طبقات مختلف فرهنگی اجتماعی را کتمان کرد ، دانشجویان نیز از این قاعده مستنثنی نیستند و در این طبقه بندی قرار میگیرند . من فقط میخواهم در اینجا به طبقه بندی فرهنگی دانشجویان بپردازم و از دیگر طبقه بندی ها خود داری کنم .
دانشجویان ما اکثر از نظر فکری – فرهنگی از چند دسته خارج نیستند :
-
سنت گرا
-
مدرن گرا افراطی
-
معتدل و میانه رو و تجدد خواه
-
بنیاد گرا
این دسته بندی خود ناشی از خاستگاه اجتماعی و خانوادگی ایشان است .
مدرن گرایان افراطی عمدتا به دلیل گذر از سطح بسته به سطح باز روابط اجتماعی دچار نوعی آشفتگی فکری میشوند که نمی تواند بین سنت و مدرنتیته تعادلی برقرار کنند لذا با یک شیب تند از سنت به مدرنینته گذر می کنند و برای این گذر حاضر اند تمامی سنت را قربانی و از روی خیلی از چیزها رد بشوند ، نمونه این تفکر شدید و افراطی مدرن گرا را میتوان به وضوح در لایه های مختلف دانشجویان مشاهده کرد اینها اغلب افرادی هستند که در گذشته شدیدا سنتگرا بوده اند و حال با برداشته شدن فشارهای خانوادگی و همچنین دچار شدن به یاس فلسفی ناشی از تناقضات سنت و مدرنتیه شدیدا مدرن گرا شده اند ، اینان همان هایی اند که مصداق این مثل معروف که ” فلانی آکبند وارد شد و اوپن خارج شد اند ” .
سنت گرایان ، اینان اغلب از خانواده های مذهبی می آیند و بعضا غیر مذهبی ، اینان در جدال فکری سنت و مدرنتیه جانب سنت را میگیرند ، اغلب اگر جمع هم ورودی شان در دانشگاه مدرن گرا باشند اینان به دلیل در اقلیت قرار گرفتن ، منزوی میشوند و گاها نیز جذب مجامع سنت گرای همسنخ خود میشوند و با جمع پیرامون خود رابطه مناسبی را برقرار میکنند اما زیاد این رابطه را شدت نمی بخشند . اینان همواره دچار نوعی هراس درونی از نتایج مدرن گرایی اند لذا در مواجهه با مدرن گرایی به حالت تدافعی میروند و به فاز تهاجمی وارد نمی شوند .
بنیاد گرایان عمدتا سنت گرایانی اند که در مواجه با مدرنتیته دچار یک حالت به شدت تدافعی و در نوع پیشرفته اش تهاجمی میشوند ، اینان میخواهند برای مواجه با مدرنیته با رجعت به گذشت و ساختن بنیادهایی که هرگز وجود خارجی نداشته است به مقابله با مدرنتیته بپردازند ، این دسته از دانشجویان اغلب در جمع های دانشجویی دچار درگیری شدید با دیگران اند و اغلب هم جذب مجامعی مانند بسیج و یا گروهای موسوم به فشار در دانشگاه ها میشوند ، اینان در تفسیر از دین دچار توعی توهم و پارانویا شده اند که انان را از حالت تدافعی به حالت تهاجمی برای از بین بردن مدرنگرایی وارد ساخته است .
اعدالیون و تجدد خواهان ، اینان که بیش از نیمی از دانشجویان را تشکیل میدهند و بزرگترین جمع از نظر تعداد را شامل میشوند ، اغلب از قشر متوسط اجتماعی اند و خانواده های معتدل و نیمه سنتی نیمه مدرن ایرانی ، اینان در جدال سنت و مدرنیتنه نه به شدت جانب مدرن گرایی صرف را میگیرند و نه سنت گرایی را ، نه حاضرند برای مدرن شدن از روی سنت رد بشوند و نه برای دفاع از سنت خود را از مدرن گرایی محروم می سازند ، اینان حد وسطی دارند که در آن اعتدال و میانه روی محور اصلی است .

راههای کنترل خشم
ناخن جویدن پای برگه امتحان
اين شعارها و تلقينات كمكم از امتحان موجود ترسناكي ميسازد و بعضي از دانشآموزان در برابر امتحان آنچنان حساس ميشوند كه ساعتها قبل از امتحان از ترسي كه دارند بياشتها ميشوند و شب امتحان نميتوانند راحت بخوابند و فردي كه بدون خواب و خوراك و خسته و ترسناك آماده امتحان ميشود، حالش معلوم و نتيجه كارش معين است. بيان عبارتي مثل اين جمله ناپلئون كه من از حضور در بزرگترين ميدانهاي جنگ نميترسم، ولي از جلسه امتحان وحشت داشتم، ميزان ترس و اضطراب از امتحان را افزايش ميدهد.
كودكان مبتلا به اضطراب اغلب از ناراحتيهاي بدني مثل سردرد، معده درد يا خستگي شكايت ميكنند. سوال درباره اين نشانهها و داشتن اطمينان از نبود مشكلات بسيار سودمند خواهد بود.
فرد مضطرب از آينده ميهراسد و اين ترس بر فعاليت او تاثير دارد و اغلب باعثهاي حملههاي عصبي ميشود. شخص مضطرب هميشه در شك و ترديد به سر ميبرد و نميتواند در هيچ موردي بسرعت تصميم بگيرد؛ زيرا از اشتباه كردن ميترسد و عدم تصميم را به تصميم غلط ترجيح ميدهد.
نقش معلمان
معني واقعي امتحان را بايد به دانشآموزان تفهيم كنيم و به عبارت ديگر بايد دانشآموزان بدانند كه امتحان، ارزيابي از ميزان پيشرفت تحصيلي آنان است. به وسيله امتحان مشخص ميشود دانشآموز چه مطالبي را آموخته است و از تركيب آموختههاي خود چه مسائلي را ميتواند حل كند يا به كشف چه مطالب تازهاي ميتواند برسد.
از همان كلاس اول ابتدايي كودكان را تشويق به امتحان دادن بكنيم. آنان را ترغيب كنيم خود را بيازمايند تا بفهمند چقدر از مطالب جديد را آموختهاند.
آنچه ميبايست بيشتر مورد توجه اوليا و مربيان قرار گيرد، ميزان تلاش كودكان و نوجوانان است، نه صرف نتايج حاصل از انجام آزمونهاي مختلف. همواره شايسته است با درك صحيح از ماهيت تفاوتهاي فردي و شناخت درست از ويژگيهاي ذهني، رواني و جسمي دانشآموزان، از مقايسه بيمورد كودكان با يكديگر اجتناب ورزيم و رقابتهاي فردي و گروهي را صرفا در شرايط عادلانه و با در نظر گرفتن تفاوتهاي فردي و فراهم ساختن محيطي صميمي و دوستداشتني ايجاد كرد.
براي كاهش اضطراب ناشي از امتحان، علاوه بر داشتن انتظارات معقول از كودكان و نوجوانان، تشويق نقاط مثبت و توانمنديهاي آنها، تقويت اعتماد به نفس ايشان و سرانجام فراهم كردن آرامش خاطر آنان، شايسته است بر تلاش هرچه بيشتر كودكان و نوجوانان در حد توانشان تاكيد كنيم تا تسلط بيشتري بر موضوع مورد نظر داشته باشند. بديهي است هرچه با تسلط بر موضوع درس، آمادگي ذهني و رواني بيشتري براي آزمون داشته باشند، اضطرابشان كمتر خواهد بود.
خوب است پيش از امتحانات اصلي، از امتحانات فرضي و آزمايشي به منظور آشناسازي دانشآموزان با سوالات و نحوه امتحان استفاده كرد.
بايد از برگزاري امتحانات بسيار سخت اجتناب كرد و در طراحي سوالات نيز بايد اكثريت متوسط دانشآموزان را در نظر گرفت.
از برگزاري امتحانات با وقت بسيار اندك بايد اجتناب كرد.
انتظارات و توقعات والدين و معلمان از دانشآموزان بايد متناسب با تواناييها و استعدادهاي آنها باشد.
از مقايسه كردن دانشآموزان با همديگر بايد اجتناب كرد، در صورت لزوم هر فرد با خودش مورد مقايسه قرار گيرد.
بايد به دانشآموزان توصيه كرد با آمادگي بيشتري در جلسه امتحان حاضر شوند و كمتر به اهميت امتحان فكر كنند و امتحان را صحنه مبارزه و جنگ در نظر نگيرند.
بايد ترس از شكست را از دانشآموزان دور ساخت.
از آنجا كه اضطراب امتحان با عزت نفس رابطه معكوس دارد، بايد عزت نفس دانشآموزان را افزايش داد.
از طرح سوالاتي كه كاملا جنبه حفظكردني دارند، حتيالامكان بايد اجتناب كرد.
معلم توانا و دلسوز بخوبي ميداند هرگونه تهديد، تحقير و تنبيه، اضطراب بچهها را بيشتر ميكند و در عوض چهره گشاده و متبسم معلم، صداي آرام و جملات دلنشين و اطمينانبخش او ميتواند اضطراب آنها را كاهش داده، اعتماد به نفسشان را تقويت كند.
معلم با چند جمله كوتاه، همراه با شوخطبعي ميتواند آرامش رواني را به همه دانشآموزان ارزاني دارد.
معلم مهربان با چهرهاي گشاده سعي ميكند عوامل مخرب و اضطراب را از جلسه امتحان دور سازد.
از آنجا كه عدم توجه و تمركز نقش مهمي در اضطراب امتحان دارد، لذا آموزش اين مساله توسط والدين و معلمان از همان اوايل كودكي ضروري است.
بهتر است اگر دانشآموزي در امتحاني نمره مناسب يا قبولي به دست نياورد به روحيه او آسيب نرسانيم و با روشهاي ارتباطي درست كمكش كنيم كمبودها و نقائص خود را جبران كند. اگر روحيه او را خراب كنيم، در واقع سرمايه اصلي او را كه براي انجام هركاري امري ضروري است از او گرفتهايم.
هدف امتحان بايد ارزيابي دانستههاي دانشآموزان باشد و نه نادانستههاي آنها.
دانشآموزاني كه داراي اضطراب هستند و علائم اضطراب در حركات آنان را بشناسيم و در چارهانديشي مناسب براي آنها بكوشيم.
والدين هم ميتوانند
اوليا بايد توجه داشته باشند كه فرزندان نبايد به علت درس خواندن و نمره بيست گرفتن وسيله تفاخر والدين قرار گيرند. متاسفانه رفتار بعضي از والدين بيانگر اين موضوع است كه كودكان خود را وسيله رقابت (چشم و همچشمي) با ديگران قرار ميدهند، هرگز نبايد فرزندان خود را با فرزندان ديگران بسنجيم و به برتري آنان افتخار كنيم.
والدين بايد بدانند كه كودكان نزديك امتحانات معمولا دچار نگراني و تشويش ميشوند. لذا بايد با كمك معلمان از تشويش و نگراني آنان بكاهيم و نگذاريم اين تشويش به ترس از امتحان تبديل شود. والدين با اميد و اميدوار كردن كودكان ميتوانند آثار ترس از امتحان را از بين ببرند.
محيط خانه و جو عاطفي حاكم بر آن بايد دور از تنشهاي عاطفي و مشاجره و اختناق باشد.
در ايام امتحانات بهتر است رفت و آمدهاي خانوادگي و فاميلي تا حد امكان كنترل شود، حتيالمقدور بهتر است از رفتن به مهماني يا مهماني دادن اجتناب شود، در ضمن نبايد به بهانه امتحان، كودكان و يا نوجوان در خانه تنها گذاشته شوند.
اثرات منفي اضطراب امتحان در كودكان
اضطراب ناشي از امتحان نه تنها باعث ميشود دانشآموزان نتوانند با مهارت و سرعت مناسب فكر كنند و پاسخهاي مطلوب را ارائه دهند، بلكه آرامش رواني آنها را نيز به مخاطره مياندازد. بسياري از اختلالات رواني و بيماريهاي جسماني در كودكان و نوجوانان ناشي از يك منبع قوي اضطراب است.
كودكاني كه خيلي مضطربند، شايد موقعيتهاي مبهم را خطرناك و تهديدآميز تفسير كرده و باعث اضطراب بيشتر ميشوند. همچنين تحققات زيادي اين نكته را تاييد كرده كه علت عمده دقت عملكرد اين است كه افراد داراي اضطراب امتحان نميتوانند به بخشهاي مرتبط با تكليف توجه كنند و افكار نامربوطي به ذهنشان خطور ميكند كه مانع از پيشرفت آنها ميشود و اضطراب پيش از امتحان به سراغشان ميآيد. بسياري از افراد شب امتحان خوابشان نميبرد. اين شيوه تا خود جلسه امتحان ادامه دارد. بعضيها حالشان بهم ميخورد و برخي مريض ميشوند. اضطراب افراد را اوقات تلخ بار ميآورد. ناسازگاران كودكان و رفتار ناخوشايند آنان در مواردي ناشي از اضطراب و جستجوي زمينه وشرايط براي پناه است.
کارآفرینی چیست؟
در اواخر دهه 70 در بسياری از کشورهای پيشرفته به علت تغيير در ارزش ها و گرايش های جامعه و البته تغييرات جمعيت شناختی، موجی از کسب و کارهای کوچک و افراد خوداشتغال به وجود آمد. به علت تأثيرات عميق اين پديده مطالعات زيادی از چهار ديدگاه اقتصاد، مديريت، جامعه شناسی و روان شناسی انجام شده است.
با وجود قدمت بررسی کارآفرينی و تلاش محققين فراوان، مانند ساير مفاهيم علوم انسانی ارائه تعريفی قطعی و مشخص برای آن، کاری دشوار و حتی غيرممکن است. توجه به سير تکاملی اين مفهوم، خود شامل نکات جالبی است.
در سير تکاملی مفهوم کارآفرينی، عوامل زيادی مانند ريسک پذيری، نوآوری و ... به اين مفهوم اضافه شده است.
در بخش حاضر، برای درک بهتر کارآفرينی، سير تاريخی تعريف کارآفرينی و تغيير نگرش به آن از ابتدا تاکنون مورد بررسی قرار می گيرد.
سير تاريخی مفهوم کارآفرينی
ريشه واژه کارآفرينی از کلمه فرانسوی Entreprendre ، اصطلاحاًٌ به معنای واسطه يا دلال، مشتق شده است. اين واژه در طول زمان همراه با تحول شيوه های توليد و ارزش های اجتماعی دچار دگرگونی و افزايش مفاهيم در برگيرنده شده است. از آنجا که بررسی اين تحولات و موارد کاربرد اين واژه تا حد زيادی در راستای توسعه نظريه کارآفرينی حرکت کرده است، مروری داريم به پنج دورة دگرگونی، در مفهوم کارآفرينی.
دورة اول:
قرون 15 و 16 ميلادی «صاحبان پروژه های بزرگ»
اولين تعاريف کارآفرينی در اين دوره ارائه می شود. اين دوره همزمان با دوره قدرتمندی ملاکين و حکومت های فئودالی در اروپا است. کارآفرين کسی است که مسئوليت اجرای پروژه های بزرگ را برعهده می گيرد و البته در اين راه مخاطره ای را نمی پذيرد، زيرا عموماًٌ منابع توسط حکومت محلی تأمين می شود و او صرفاًٌ مديريت می کند. نمونه بارز کارآفرين در اين دروه معماران مسئول ساخت کليسا، قلعه ها و تأسيسات نظامی هستند.
دورة دوم :
قرن 17 ميلادی «مخاطره پذيری»
در اين دوره همزمان با شروع انقلاب صنعتی بُعد جديدی به کارآفرينی اضافه شده ؛ مخاطره. کانيلتون يکی از اولين محققين اين موضوع، کارآفرينی را اينگونه تعريف می کند: کارآفرين کسی است که منابع را با قيمتی نامشخص و تضمين نشده می فروشد، از اين رو مخاطره پذير است. کارآفرين در اين دوره شامل کسانی نظير بازرگانان، صنعتگران و ديگر مالکان خصوصی می باشند.
دوره سوم:
قرون 18 و 19 ميلادی و اوايل قرن بيستم «تمايز کارآفرينان از ديگر بازيگران صحنه اقتصاد»
در اين دوره ابتدا کارآفرين از تأمين کننده سرمايه متمايز می گردد. يعنی کسی که مخاطره می کند با کسی که سرمايه را تامين می کند، متفاوت است. اديسون به عنوان يکی از کارآفرينان اين دوره پايه گذار فناوری های جديد شناخته می شود، ولی او سرمايه مورد نياز فعاليت های خود را از طريق اخذ وام از سرمايه گذاران خصوصی تأمين می کرد. همچنين در اين دوره ميان کارآفرين و مدير کسب و کار نيز تفاوت گذارده می شود. کسی که سود حاصل از سرمايه را دريافت می کند با شخصی که سود حاصل از توانمندی های مديريتی را دريافت می کند، تفاوت دارد.
دورة چهارم :
دهه های ميانی قرن بيستم ميلادی «نوآوری»
مفهوم نوآوری در اين دوره به يک جزء اصلی تعريف کارآفرينی تبديل می شود. از تعاريف برآمده از اين دوره می توان موارد زير را نام برد:
کارآفرين فردی نوآور و توسعه دهنده فن آوری های به کار گرفته نشده است (جوزف شومپيتر، 1934). کارآفرينان کسب و کاری جديد را شروع می کنند در حالی که ديگران برخلاف آنان تغييرات اندکی در محصولات موجود می دهند. (ويکلن، 1979)
مفهوم نوآوری می تواند شامل همه چيز، از خلق محصولی جديد تا ايجاد يک نظام توزيع نوين يا حتی ايجاد يک ساختار سازمانی جديد برای انجام کارها باشد.
اضافه شدن اين مفهوم به خاطر افزايش رقابت در بازار محصولات و تلاش در استفاده از نوآوری برای ايجاد مزيت رقابتی در کسب و کارهای موجود و بقای آنهاست.
دورة پنجم:
دوران معاصر از(1980 تا کنون) «رويکرد چند جانبه»
در اين دوره همزمان با موج جديد ايجاد کسب و کارهای کوچک و رشد اقتصادی و شناخته شدن کارآفرينی به عنوان تسريع کننده اين ساز و کار، توجه زيادی به اين رشته جلب شد. تا اين زمان کارآفرينی فقط از ديدگاه محققان اقتصادی مورد بررسی قرار می گرفت، ولی در اين دوره توجه جامعه شناسان و روانشناسان نيز به اين رشته معطوف گرديد. عمده توجه اين محققين بر شناخت ويژگی های کارآفرينان و علل حرکت فرد به سوی کارآفرينی است.
از تعاريف شناخته شده تر اين دوره می توان به مورد زير اشاره کرد:
کارآفرينی روند پويايي در جهت افزايش و ايجاد سرمايه است، اين کار توسط کسی انجام می شود که مخاطره از دست دادن زمان يا فرصت های شغلی ديگر را با هدف ايجاد ارزش برای يک محصول يا خدمت می پذيرد (رابرت رونستات، 1983).
امروزه واژه کارآفرينی مفاهيم زير را به ذهن متبادر می سازد:
* مخاطره پذيری
* ايجاد/تجديد ساختار يک واحد اقتصادی- اجتماعی
* رضايت شخصی و استقلال طلبی
کار آفرين ايده ای را يافته و آن را تبديل به فرصتی اقتصادی می کند. در فضای کسب و کار، فرصت،
فکر نويی است که قابليت تجاری شدن دارد. آگاهی از محيط بازار و نيازهای مشتری و نگرش کارآفرين او را در يافتن فرصت و پرداختن به آن ياری می دهد. سپس کارآفرين يک طرح تجاری می نويسد که در آن مسائلی چون بازار محصول يا خدمت، مسائل حقوقی و قانونی شرکت، تامين سرمايه راه اندازی و رشد، سازماندهی و مديريت کسب و کار را بررسی می نمايد.
در واقع کارآفرين مانند يک رهبر ارکستر وظيفه دارد که مهارت ها و توانايی های مختلفی را در کنار هم جمع نمايد و برنامه ای تدوين شده ارائه دهد. همانطور که صدا بايد دلنشين باشد، طرح نهايی کارآفرين نيز بايد زيبا باشد.
دو رويکرد متفاوت به کارآفرينی وجود دارد، رويکرد شخصيتی و رويکرد رفتاری. در رويکرد شخصيتی، تمرکز بر کارآفرين و شناسايی ويژگی های فردی اوست. در واقع اين رويکرد تقدم زمانی دارد چرا که اول کارآفرينان وجود داشتند و بعد کارآفرينی به عنوان يک مفهوم مستقل به وجود آمد. در رويکرد رفتاری تکيه بر رفتارهای کارآفرين در فرآيند راه اندازی يک کسب و کار است. البته قابل ذکر است امروزه کارآفرين تنها يک جزء از فرآيند کارآفرينی است.
در انتها، شاهد بهترين تعريفی که می توان ارائه کرد اين است که کارآفرينی عبارت است از فرآيند نوآوری و بهره گيری از فرصت ها، با تلاش و پشتکار بسيار و همراه با پذيرش ريسک های مالی، روانی و اجتماعی که با انگيزه کسب سود مالی، توفيق طلبی، رضايت شخصی و استقلال صورت پذيرد (هيسريچ، 1985).
انواع ديگر کارآفرينی:
علاوه بر کارآفرينی فردی، در دهه های اخير دو واژه کارآفرينی درون سازمانی و کارآفرينی شرکتی نيز در ادبيات کارآفرينی به ميان آمده اند. علت رواج اين مفاهيم، هماهنگی با تغييرات محيط اجتماعی و اقتصادی بوده است.
پينگات، کارآفرينی درون سازمانی را اين چنين تعريف می کند: کارآفرين درون سازمانی، رؤيا پردازی! است که مسئوليت به ثمر رساندن يک نوآوری را درون سازمان برعهده می گيرد. او ادامه می دهد کارآفرين درون سازمانی ممکن است مبتکر يا مخترع باشد اما هميشه فردی است که می داند چگونه يک ايده را به واقعيتی سودآور تبديل کند.
کارآفرينی شرکتی شامل فعاليت های رسمی و غيررسمی است که با هدف ايجاد کسب و کار جديد، محصول و فرآيندهای جديد و توسعه بازار صورت می گيرد. تحقيقات جديد سه مفهوم را در تعريف کارآفرينی شرکتی نام می برند: تجديد راهبرد (نوسازی راهبردها/ تجديد ساختار سازمان)، نوآوری (ارائه چيز جديدی به بازار) و کسب و کار درون شرکت (فعاليت های کارآفرينانه شرکتی که منجر به ايجاد کسب و کاری جديد در درون شرکت مادر می شوند). تمايل به اينگونه کارآفرينی در پاسخ به افزايش سريع تعداد رقبا، عدم اعتماد به شيوه های سنتی کسب و کار، حرکت تعداد زيادی از افراد نخبه به سمت ايجاد کسب کارهای کوچک مستقل، رقابت بين المللی و نياز به افزايش بهره وری افزايش يافته است. در شرکت های جديد انقلاب جديدی به سوی تسهيل امر کارآفرينی درون سازمانی و تقدير از کارآفرينان درون سازمانی جريان دارد.
روانشناسی خیانت و روابط پنهانی
* در جـوامع غربی در %66 ازدواجها پدیده خیانت مشاهده میگردد.
* در ازدواجـهـایـی کـه یـکـی از زوجـین دست به خیانت زده احتمال طلاق افزایش یافته است.
* %75 خیانتهای جنسی به طلاق کشیده میشود.
* ماهیت خیانت عشقی با خیانت جنسی تفاوت دارد.
* زنان و مردان برای خیانت عشقی خود دلایل یکسان اما برای خیانتهای جنسی خود دلایل متفاوتی دارند.
* %15 زنان و %25 مردان جوامع غربی در دوره تاهل و زندگی مشترکشان بیش از 4 رابطه جنسی نامشروع دارند.
* %15 از افرای که مرتکب خیانت جنسی شده اند همسر پیشین خود را طلاق داده و با معشوقه خود ازدواج میکنند.
* %80 از افرادی که به قصد ازدواج با معشوقه خود همسر پیشین خود را طلاق داده اند از کرده خود پشیمان میگردند.
* بیشتر رابطه های پنهانی معمولا 3-2 سال بطول می انجامد اما برخی ممکن است مادام العمر باشد.
* عامل خوشبختی در زندگی زناشویی احتمال خیانت را منتفی نمیکند.
* پر مشغله بودن همسر عامل ناتوان کننده ای برای نداشتن رابطه پنهانی وی نمیباشد.
بطور کلی 3 نوع خیانت و یا رابطه پنهانی وجود دارد:

رابطه عشقی
رابطه جنسی
رابطه اینترنتی
تعریف خیانت عشقی: یک رابطه پنهانی میباشد که در آن یک پیوند احساسی و جنسی صمیمانه میان یک فرد متاهل با فرد دیگری که همسر قانونی وی نمیباشد برقرار میگردد.
تعریف خیانت جنسی: یک رابطه پنهانی میباشد که در آن یک فرد متاهل با فرد دیگری که همسر قانونی وی نمیباشد رابطه جنسی برقرار میکند. در این نوع رابطه عنصر علاقه و یا وابستگی احساسی وجود ندارد.
تعریف خیانت اینترنتی: شامل گفتگو و تبادل تصاویر و مشخصات یک فرد متاهل با فرد دیگری که همسر قانونی وی نمیباشد از طریق اینترنت و چت. محتوای گفتگوها و تبادل تصاویر و مشخصات عموما در رابطه با مسایل جنسی و صمیمانه میباشد.
عمده نیازهایی که فرد در یک رابطه نامشروع و پنهانی سعی در تامین آنها دارد به قرار زیر میباشد:
مورد نیاز بودن -رفاقت-درک شدن-از سوی فردی دوست داشته شدن-یک ریسک لذت بخش و مفرح-احساس آزادی - استقلال-سرگرمی- برآورده ساختن نیازهای جنسی-تقویت اعتماد بنفس-سلطه جویی-تجربه تازه-ماجراجویی-القاء داشتن استحقاق و شایستگی-رقابت-شیطنت-پر کردن خلاء تنهایی-برتری جویی-انتقام جویی-تعلق پذیری-احساس امنیت-مورد پذیرش واقع شدن-هیجان-لذت جویی-احساس جوانی کردن-تنوع طلبی-خود شناسی.
خیانت عشقی: این نوع رابطه پنهانی در ابتدا از یک صحبت کوتاه آغاز شده و به تدریح به یک رابطه عمیق و شدید بدل میگردد. در پایان نیز چیزی جز ندامت و از هم پاشیدن زندگی فرد ثمری در پی ندارد. انگیزه اصلی آن افزایش اعتماد بنفس فرد میباشد اما بطور کاذب. به انواع رابطه عشقی خیانت آمیز توجه کنید:
رابطه عشقی کورکورانه: در این نوع رابطه پنهانی فرد به نوعی به عشق اعتیاد دارد. وی به احساسی که در هنگام عاشق شدن به وی دست میدهد که همان افزایش ترشح آمفیتامین در بدنش میباشد اعتیاد دارد. که معمولا فرد را غیر منطقی و شیفته میگرداند. یک شهوت کورکورانه نسبت به یک فرد میباشد که در آن عشق بصورت وسواسی، غیر واقعی، آتشین و بی پروا نمود پیدا میکند. فرد در این نوع عشق خود را به مخاطره انداخته و به آب و آتش میزند که به وصال معشوق خود برسد. هنگامی که معشوق در کنار فرد عاشق نباشد احساس عذاب میکند و هنگامی که معشوق حضور دارد احساس وجد. این نوع رابطه عشقی میتواند از چند هفته تا چند چندین سال بطول انجامد. اما پس از گذشت زمان هر دو فرد پی میبرند که آنطور که تصور میکردند یکدیگر را نمیشناسند و با یکدیگر سازگاری و تفاهم ندارند. در این نوع رابطه فرد از همسر و یا شریک پیشین خود معمولا جدا میگردد.
رابطه عشقی تفننی: این نوع رابطه پنهانی بر مبنای دوستی، تفاهم و مراقبت دو جانبه از یکدیگر شکل میگیرد. این نوع رابطه به نوعی گریختن از وظایف، مسئولیتها و فشارهای زندگی روزمره و پناه آوردن به یک فرد جدید میباشد. در این نوع رابطه دو فرد بطور قابل ملاحظه ای احساساتی میباشند و ممکن است که با هم رابطه جنسی برقرار کنند و یا هیچگونه رابطه جنسی با یکدیگر نداشته باشند. در این نوع رابطه دو فرد اعتقاد دارند که فرصتی برای خود شناسی، رابطه جنسی، تجربه اندوزی، مشاوره و مورد پذیرش قرار گرفتن در اختیار آنان قرار میدهد. دو فرد در این نوع رابطه بسیار محرم یکدیگر بوده و رازدار میباشند. میتواند سالها بطول انجامد و یا حتی مادام العمر ادامه یابد. فرد ممکن است از همسر و یا شریک پیشین خود جدا نگردد و حتی اعتقاد داشته باشد که رابطه پنهانی وی و برآورده گشتن نیازهای وی از این طریق سبب تحکیم زندگی مشترکش میگردد.
رابطه عشقی مقطعی: این نوع رابطه پنهانی در دوران تغییر و تحول و عبور از یک مقطع به مقطع دیگر زندگی فرد به وقوع می پیوندد. میان دو فردی که خواهان تجارب غیر جدی، سرگرم کننده و افزایش دهنده عزت نفس میباشند. بیشتر در هنگام رویدادهای مثبت مانند ارتقاء مقام، ترفیع، پاداش، یافتن شغل جدید توسط همسر، فرزند دار شدن و یا نقل مکان به یک خانه جدید حادث میگردد. در زمان موفقیت در فرد نوعی احساس شایستگی و کفایت پدید می آید که در فرد توقع یک پاداش ویژه را ایجاد میکند. مانند رابطه برقرار کردن با یک فرد تازه که هم سرگرم کننده باشد و هم زیاد سختگیر و مشکل پسند نباشد. این حالت در زمانهای ناخوشایند نیز میتواند به وقوع بپیوندد. زمانی که فرد خواهان فردی است که قادر باشد ناکامی، شکست و ناراحتی وی را درک کرده و تسلی خاطر و پشتیبان وی باشد. این نوع رابطه کلا زود گذر میباشد و عمرش کوتاه است. شاید کمتر از یک سال و بندرت زندگی مشترک فرد را از هم میگسلد. این رابطه برای فرد نیازهای امنیت، اختیار داشتن، تعلق پذیری، عاشق و معشوق بودن، مورد پذیرش بودن و اعتماد بنفس را تامین میکند.
رابطه عشقی انتقامجویانه: برخی از زنان از مردان و برخی مردان نیز از زنان نفرت دارند. آنها لذت را در آزار دادن، فریب دادن و بازی دادن دیگران میبینند. آنها دروغگویان ماهری نیز میباشند. آنها قربانیان خود را معمولا از میان افراد آسیب پذیر، ساده لوح و معصوم شناسایی و انتخاب میکنند. آنها در ابتدا وعده های خوشایندی به طرف مقابل میدهند اما در انتها چیزی جز ناکامی، رنجش خاطر و تحقیرشدگی برای قربانی باقی نمیگذارند. فرد ابتدای آشنایی خیلی با حیله گری و ظرافت به قربانی نزدیک میگردد. ممکن است خود را فرد بسیار موفق و یا سرشناس معرفی کند و یا آنکه خود را یک قربانی رقت انگیز جا زده و حس ترحم قربانی را بر بینگیزد. اما پس از گذشت زمان بتدریج قربانی را نا امید، تحقیر و مطیع خود میگرداند. پول، وقت، انرژی و اعتماد بنفس قربانی خود را میگیرد. در اینگونه افراد با سلطه جویی و کنترل کردن فرد دیگر نوعی احساس امنیت در فرد پدید می آید. فرد در این رابطه پنهان از همسر و یا شریک پیشین خود جدا نمیگردد.
خیانت جنسی
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
رابطه جنسی رفاقتی: در این نوع رابطه پنهانی دو فرد با یکدیگر رابطه جنسی داشته و از یکدیگر مانند دو دوست مراقبت میکنند. با اینحال زیاد با یکدیگر صحبت نمیکنند. آنها با یکدیگر خوش بوده و با یکدیگر بودن لذت میبرند. آنها میپندارند که این نوع رابطه پنهانی نه تنها هیچ لطمه ای به زندگی مشترک با همسرشان نمیزند بلکه تاثیر مثبتی نیز بروی آن میگذارد. این نوع رابطه ممکن است سالها بطول انجامد. این رابطه عزت نفس، حس پذیرش، هیجان، خیالپردازی، لذت، شیطنت، اشتیاق وارضای تمایلات جنسی فرد را برآورده میسازد.
رابطه جنسی ماجراجویانه: در این رابطه پنهانی نیز رابطه جنسی وجود دارد. یک رابطه مفرح و شیطنت آمیز میباشد. دو فرد برخی اوقات تصور میکنند کودک بوده و طرف مقابلشان اسباب بازی میباشد که به فرد دیگری تعلق دارد. هر دو فرد در این رابطه خود محور بوده و در جستجوی لذت خویش میباشند. معمولا نیز دارای شریک جنسی فراوانی هستند. برای فرد رابطه جنسی یک بازی رقابتی و وسیله ای برای کنترل و سلطه جویی میباشد. این نوع رابطه به فرد عزت نفس، حس شایستگی ،رقابت، هیجان، شیطنت و زیرکی میبخشد ولی در نهایت باعث از هم گسستگی زندگی و شرمساری او خواهد گردید.
رابطه جنسی مرض گونه: برخی روابط جنسی پنهان تنها یک شب بطول می انجامد. حتی فرد نام معشوقه خود را نیز به خاطر نمیسپارد. اینگونه افراد تنها میخواهند چیزی را اثبات کنند و تنها انگیزه آنان ارضاء جنسی میباشد. در جستجوی روابط جنسی بودن مکرر آنان آشکار کننده احساس تردید به خویش، خشم، انتقامجویی و یاغیگری مفرط آنان میباشد. در این نوع رابطه فرد از همسر خود جدا نمیگردد چون نیازی به این کار ندارد. این نوع رابطه به فرد احساس عزت نفس و قدرت توام با غرور، تسکین، خصومت، تنهایی، برتری، و انتقامجویی میبخشد.
جملاتی از آنتونی رابینز
+ هنگامي كه عشق را ابراز مي كنيد ' طعم آنرا دوباره مي چشيد.
+ عشق را همچون هديه اي به ديگران اعطا كنيد و به خود اجازه دهيد تا هديه ي ديگران را بپذيريد.
+ راز شكوفايي نيروهاي واقعي و دروني خود اين است كه براي خود اهدافي را تعيين كنيم كه به اندازه ي كافي مهيج بوده و منبع الهام در زندگي باشند.
+ يكي از بهترين راههاي غني سازي زندگي خود ' وسعت بخشيدن به گستره ي احساسات است.
+ اگر جنبه هايي از هويت شما ' برايتان ايجاد ناراحتي مي كند ' چرا بايد به آنها بچسبيد؟
مي توانيم خودمان را مجددا براي خودمان تعريف كنيم.
+ اولين قدم براي ايجاد تغيير آن است كه ببينيم واقعا چه مي خواهيم و در نتيجه هدفي را در نظر بگيريم و به سوي آن حركت كنيم.
+ راز موفقيت آن است كه بدانيد چگونه از نيروهاي رنج و نفرت استفاده كنيد و نگذاريد كه اين نيروها شما را در اختيار بگيرند . اگر چنين كنيد ' بر رنج زندگي خود مسلط خواهد شد.در غير اين صورت زندگي بر شما مسلط خواهد شد.
+ اگر ارزشهاي واقعي تان را نمي شناسيد ' خود را براي رنج آماده كنيد.
+ سر نوشت هر كس در لحظات تصميم گيري شكل مي گيرد. تصميم هايي كه امروز و هر روز گرفته مي شوند ' وضع امروزي و سال هاي آتي را شكل مي دهند.
+ تنها امنيت واقعي در زندگي ' دانستن اين نكته است كه بي ترديد هر روز در حال پيشرفت هستيد.لازم نيست نگران حفظ كيفيت زندگي خود باشيد . تنها كافي است هر روز در پيشرفت آن بكوشيد.
+ مطاله ي هر كتابي و حتي اين متن ها يي كه خوانده ايد بي فايده خواهد بود و كلاسهاي روانشناسي و هر كلاس ديگري كه در آن شركت كرده ايد نيز ' حاصلي نخواهد داشت. مگر آنكه به دانسته ها و آموخته هاي خود عمل كنيد.
+ فلسفه ي من اين است كه بايد " غول را قبل از اينكه بزرگ شود ' از بين برد " لذا بهترين زمان براي پرداختن به هيجانات منفي ' زماني است كه احساس آنها را مي كنيد.
+ خوشرويي نشانه ي زيركي است. زيرا هنگامي كه احساس شادي شكل مي گيرد اين نشاط چندان قوي است كه به ديگران نيز سرايت مي كند و بهتر مي توان هر نوع مشكلي را كه بر سر راه است ' بر طرف ساخت.
+ هيولا را تا كوچك است نابود كنيد.بهترين موقع براي كنترل احساسات منفي هنگامي است كه آن احساس آغاز مي شود.رها كردن الگوهاي احساسي هنگامي كه كاملا شكوفا شده اند ' بسيار مشكل خواهد بود.
+ تمام احساسات و عواطف ' از درون سر چشمه مي گيرند و اين خود انسان است كه آنها را مي آفريند.
+ به خاطر داشته باشيد كه هيچ چيز در زندگي معنا ندارد . مگر معنايي كه شما به آن مي دهيد.
+ تجربه هاي خود را همچون فرش عظيمي در نظر بگيريد كه مي توان بر روي آن هر نقش و نگار دلخواهي را طراحي كرد.
+ بايد به اين نكته توجه داشت كه داشتن جهت و هدف در زندگي ' مهم تر از دستاوردهاي فردي است.
+ از جمله تعاريف موفقيت اين است كه بايد به گونه اي زندگي كرد كه بتوان احساس عميقي از شادي و احساس اندكي از غم به دست آورد.
+ باور كنيد كه لياقت به دست آوردن آنچه را كه در جست و جويش هستيد ' داريد.
من باور دارم
که دعوا و جرّ و بحث دو نفر با هم
به معنى اين که آنها همديگر را دوست ندارند نيست.
و دعوا نکردن دو نفر با هم نيز
به معنى اين که آنها همديگر را دوست دارند نمىباشد.
من باور دارم ...
که هر چقدر دوستمان خوب و صميمى باشد
هر از گاهى باعث ناراحتى ما خواهد شد
و ما بايد بدين خاطر او را ببخشيم.
من باور دارم ...
که دوستى واقعى به رشد خود ادامه خواهد داد
حتى در دورترين فاصلهها.
عشق واقعى نيز همين طور است.
من باور دارم ...
که ما مىتوانيم در يک لحظه کارى کنيم
که براى تمام عمر قلب ما را به درد آورد.
من باور دارم ...
که زمان زيادى طول مىکشد
تا من همان آدم بشوم که مىخواهم.
من باور دارم ...
که هميشه بايد کسانى که صميمانه دوستشان دارم را
با کلمات و عبارات زيبا و دوستانه ترک گويم
زيرا ممکن است آخرين بارى باشد که آنها را مىبينم.
من باور دارم ...
که ما مسئول کارهايى هستيم که انجام مىدهيم،
صرفنظر از اين که چه احساسى داشته باشيم.
من باور دارم ...
که اگر من نگرش و طرز فکرم را کنترل نکنم،
او مرا تحت کنترل خود درخواهد آورد.
من باور دارم ...
که قهرمان کسى است که کارى که بايد انجام گيرد را
در زمانى که بايد انجام گيرد، انجام مىدهد،
صرفنظر از پيامدهاى آن.
من باور دارم ...
که گاهى کسانى که انتظار داريم در مواقع پريشانى
و درماندگى به ما ضربه بزنند،
به کمک ما مىآيند و ما را نجات مىدهند.
من باور دارم ...
که گاهى هنگامى که عصبانى هستم
حق دارم که عصبانى باشم امّا
اين به من اين حق را نمىدهد که
ظالم و بيرحم باشم.
من باور دارم ...
که بلوغ بيشتر به انواع تجربياتى که داشتهايم
و آنچه از آنها آموختهايم بستگى دارد
تا به اين که چند بار جشن تولد گرفتهايم.
من باور دارم ...
که هميشه کافى نيست که توسط ديگران بخشيده شويم،
گاهى بايد ياد بگيريم که خودمان هم خودمان را ببخشيم.
من باور دارم ...
که صرفنظر از اين که چقدر دلمان شکسته باشد
دنيا به خاطر غم و غصه ما از حرکت باز نخواهد ايستاد.
من باور دارم ...
که زمينهها و شرايط خانوادگى و اجتماعى
برآنچه که هستم تاثيرگذار بودهاند
امّا من خودم مسئول آنچه که خواهم شد هستم.
من باور دارم ...
که نبايد خيلى براى کشف يک راز کند و کاو کنم،
زيرا ممکن است براى هميشه زندگى مرا تغيير دهد.
من باور دارم ...
که دو نفر ممکن است دقيقاً به يک چيز نگاه کنند
و دو چيز کاملاً متفاوت را ببينند.
من باور دارم ...
که زندگى ما ممکن است ظرف تنها چند ساعت
توسط کسانى که حتى آنها را نمىشناسيم
تغيير يابد.
من باور دارم ...
که گواهىنامهها و تقديرنامههايى که بر روى ديوار نصب شدهاند
براى ما احترام و منزلت به ارمغان نخواهند آورد.
من باور دارم ...
که کسانى که بيشتر از همه دوستشان دارم
خيلى زود از دستم گرفته خواهند شد.
من باور دارم ...
که شما بايد اين متن را براى کسانى که
بهشان باور داريد بفرستيد.
مثل همين کارى که من کردم.
«شادترين مردم لزوماً کسى که بهترين چيزها را دارد نيست
بلکه کسى است که از چيزهايى که دارد بهترين استفاده را مىکند.»
جملاتی از زندگی ویکتور فرانکل
خصیصه خوب من:
هیچ وقت خوش رفتاری دیگران را فراموش نمی کنم . از بدرفتاری دیگران دلخور نمی شوم.
در برابر مشکلات چه می کنی؟(سوال از ویکتور فرانکل)
در محضر تخیلاتم زانو می زنم و دعا می کنم که اتفاقی بدتر از این برایم نیافتد.
سه اصل انجام کارها از دیدگاه فرانکل:
1-من به این دلیل پیشرفت کردم که به عنوان یک اصل به مسائل جزیی همان قدر توجه می کردم که به مسائل بزرگ و کارهای بزرگ را با همان آرامشی انجام می دهم که کارهای کوچک را انجام می دهم.
2- انجام کارها در اسرع وقت.
3- انجام کارهای ناخوشایند قبل از کارهای خوشایند.
برگرفته از زندگینامه ویکتور فرانکل
فیلم های روانشناسی
آزمون های روانشناسی
نظام آموزشی و رشد خلاقیت در کودکان
نظامی که در مسیر سفری به مقصد رشد، بالندگی، ارتقاء دانش و مهارت علمی سرمایههای این مرز و بوم قرار گرفته است و هرچه در این سفر به جلو میرود، تصمیمگیریها سریعتر، تعداد دانشآموزان زیادتر و دگرگونیها در یافتههای علمی و نیازهای علمی فراوانتر میشود. ما با انفجار دانش رو به رو هستیم و باید همسفران خود را نوآور، خلاق و دارای استقلال فکری بار آوریم و آنها را در محیطی قرار دهیم که آنها را خلاق بار آورد. این سرمایهها هستند که منجر به نوآوری، رشد و توسعه جامعه خواهند شد. بدینمنظور پنجره دانش را باید باز کرد و به تربیت نسلی خلاق پرداخت.
نکاتی در مورد خواب
به نظر می رسد رابطه ای بین سبک زندگی پر استرس و همچنین بی خوابی و کم خوابی وجود داشته باشد. به سخن دیگر اینکه وقتی زندگی مملو از استرس می شود و انسانها قرار و آرامش کافی ندارند، دچار بی خوابی و یا کم خوابی می شوند.
تحقیقات مشخص کننده این موضوع است که اگر بدن در شرایط بهینه و بدون استرس باشد ، در سنین جوانی و میانسالی حدودا 6 الی 7 ساعت نیازمند خواب می باشد. هر چه این کیفیت خواب بیشتر باشد ، کسل و خسته بودن فرد در روز بعد، کمتر خواهد بود.
امروزه حدود 30 درصد از مردم کشور ما دچار اختلال در خواب هستند. این اختلال ممکن است در خواب رفتن ، یا بی خوابی و همچنین اختلال در کیفیت خواب باشد.
عده ای ساعتها در رختخواب می مانند تا به خواب روند، عده ای دیگر بعد از مدتی خواب ، دیگر قادر به ادامه خواب نیستند. در نهایت عده ای دیگر از این شکوائیه دارند که هر چه می خوابند، باز احساس کسالت و خستگی می کنند.
در مباحث مربوط به استرس ، خواب را به عنوان یکی از مراحل تخلیه استرس در افراد ذکر می کنند. همانطور که خوردن ، اعمال زناشویی ، معاشرت با دیگران ، پذیرش دیگران و پذیرفته شدن توسط دیگران و ....در تعاملات کمک بسیاری به کاهش استرس می کنند، خواب هم اگر با شرایط خاص انجام گیرد ، به عنوان یک عامل مهم و کاهش دهنده استرس می تواند عمل کند.
از بعد فیزیولوژی زمانی که فرد در حال تلاش و کوشش است ، قلب او بسیار زیاد تر از حالت معمول خون را پمپاژ نموده و کار می کند. این قلب زمانی را نیاز به استراحت داشته و به نظر می رسد خواب زمانی است که این عضو همیشه فعال، لحظاتی را به صورت کندتر از زمان معمول به وظیفه خود عمل می کند، و در این زمان استراحت لازم به قلب داده می شود تا قلب بتواند در زمان بیداری، وظیفه حیاتی خود را به نحو احسن انجام دهد. در انسانهایی که دارای خواب سبک و بدون کیفیت هستند، به دلیل اینکه خواب به مرحله عمیق خود وارد نمی شود و عمق پیدا نمی کند ، حالتهای نگرانی و استرسهای زمان بیداری ، در حالت خواب هنوز باقی مانده و فرد با کمترین صدائی از خواب می پرد و دوباره بیدار می شود. در نهایت دیگر قلب نمی تواند استراحت لازم را داشته باشد و در آن حالت هم جلوه هایی از حالت سمپاتیک برای قلب وجود دارد. این افراد به دلیل شدت استرس در روز نمیتوانند از خواب لذت خوبی ببرند. قاعدتا چون کمتر به مرحله عمیق خواب وارد می شوند، از دیدن رویا های شیرین و لذت بخش، محروم هستند. اینان مشغله کاری خود را بیشتر در خواب می بینند. امروزه ، رقابت ، تجمل گرایی ، ارضای محرومیت های عاطفی ، روانی و جسمی که در زندگی بسیاری از مردم دیده می شوند، موضوع رویاهای بسیاری از مردم را تشکیل می دهند.
در جریان کاهش استرس ، زمانی که افراد مراجع کننده به دفاتر مشاوره ، عنوان می دارند که برای اولین بار یک خواب خوب دیده اند ، این واقعه برای ما نشان دهنده این موضوع می تواند باشد که شیوه های درمانی کاهش استرس ، موثر واقع شده اند. پس خواب به عنوان یکی از قسمت های مهم در چرخه کاهش استرس عمل خواهد نمود.
توصیه هایی را برای خوابیدن بهتر برای شما ذکر می کنیم:
زمان خواب باید مشخص و معین باشد. به نظر می رسد بدن ما در برابر ساعاتی که به رختخواب می رویم ، هوشیار می باشد. به سخن دیگر اینکه وقتی شما یک دفعه ساعت 10 شب و دفعه بعد ساعت 12 شب و یک مرتبه ساعت 2 نیمه شب به بستر می روید، بدن ساعت مخصوص خواب را متوجه نمی شود. به سخن دیگر به قول روان شناسان بدن شرطی زمانی نمی شود. یا اینکه عادت نمی کند که در یک ساعت خاص ، بخوابد. اگر شما در هر حال و در هر زمان ، یک ساعت خاص را برای خوابیدن انتخاب کنید، به مرور زمان بدن خود می فهمد که ساعت خواب چه ساعتی است و او خود را مهیای یک خواب خوب خواهد کرد.
محل خواب را برای خود مشخص و معین کنید. سعی کنید در یک محل بخوابید. اگر بر روی تخت می خوابید ، به خوابیدن در همانجا ادامه دهید. اگر روی زمین می خوابید، این محل را تغییر ندهید. به سخن دیگر باز از دید روان شناسی ، بگذارید بدن شرطی مکانی خاصی را داشته باشد. یعنی به یک مکان خاص شرطی شود و تا زمانی در این مکان قرار گرفت، خوابیدن را آغاز کند.
برای مورد شماره یک و دو ، اجازه می خواهم مثالی را برایتان بزنم تا از این طریق مطلب ذکر شده در بالا راحت تر درک شود. شما به یاد دارید که در دوران تحصیل در مقطع راهنمایی ، زمانی را برای ورزش اختصاص داده بودند. شما از شب قبل خوشحال بودید که فردا ساعت مثلا 8 صبح روز دوشنبه ، زنگ ورزش است و این خوشحالی تا زمانی که لباس می پوشید و در حیاط مدرسه شروع به ورزش می کردید، ادامه داشت و بهترین و خوشایندترین لحظه، لحظه ای بود که لباس پوشیده و وارد حیاط می شدید. به نظر می رسد که شرطی شدن مکانی و زمانی برای این موضوع صدق می کند. چون شما مدتها در یک روز و در یک ساعت مشخص فعالیتی را تکرار کردید، وقتی در این موقعیت قرار می گرفتید، شادابی ، شادمانی و لذت را برای شما بدنبال داشت. مسئله خوابیدن در یک ساعت خاص و در یک مکان خاص شبیه به این موضوع و مثال فوق الذکر می تواند باشد.
بهترین زمان برای خوابیدن. تحقیقات مشخص نموده است که بهترین زمان برای خوابیدن که در آن شرایط فیزیکی متناسب با بدن ما می باشد و طبیعت هم هماهنگی لازم را به طور کامل دارد، بین ساعت 12 تا ساعت 6 یا 7 صبح می باشد. در سنین بزرگسالی این ساعات برای خوابیدن با احتساب استراحت یک ساعته در بین روز، کاملترین زمان برای یک فرد بزرگسال می باشد. اگر سعی شود در بین ساعت 12 شب الی 6 صبح خواب صورت گیرد، شادابی و نشاط فرد در روز برقرار خواهد بود.
تاخیر در خواب بعد از ساعت 12 شب . هر چه از ساعت 12 شب به بعد تاخیر در خواب صورت گیرد، به ازای هر یک ساعت می بایست دو برابر یعنی دو ساعت در روز خوابیده شود تا جبران کم خوابی شب قبل صورت گیرد. به طور مثال فردی بجای اینکه ساعت 12 شب بخوابد، او ساعت 3 نیمه شب یا ساعت 3 بامداد می خوابد، او طبق مطلب ذکر شده در بالا باید در روز 6 ساعت بعد ار ساعت 6 یا 7 صبح بخوابد تا خستگی و تنش روز قبل از بدن وی خارج شود. بعضا دیده می شود که فرد شاید ساعاتی را بیشتر از ساعات فوق الذکر در روز بخوابد ، باز هم این خستگی سه ساعت تاخیری شب قبل ، از بین نمی رود. پس سعی کنیم به عنوان فرد بزرگسال بین ساعات 12 شب تا ساعت 6 صبح بخوابیم.
زمان بیدار شدن را با وسیله ای دقیق تنظیم کنیم. بسیاری از افراد عادت کرده اند که یکسره از خواب بیدار شده و ساعت را نگاه می کنند، به این دلیل که نگران هستند که خواب بمانند و از رفتن به سر کار و یا محل تحصیل و غیره محروم شوند. این نگرانی خود کیفیت خواب را کم می کند. به سخن دیگر فرد را از داخل شدن به مراحل مختلف خواب باز می دارد. همانطور که استحضار دارید ما بعد از 1.5 ساعت بعد از به خواب رفتن وارد مرحله عمیق می شویم. اگر فرد مضطرب باشد و یکسره از خواب بیدار شود و دوباره بخوابد، در ورود به مرحله خواب عمیق، دچار اشکال می شود . این جریان حرکت از خواب سبک و رفتن به مراحل مختلف و در نهایت رسیدن به مرحله خواب عمیق را کند می کند. عدم ورود به مرحله عمیق خود مشکلاتی را برای فرد به وجود می آورد، اینکه او رویا و خواب های خوب نمی بیند، تنش و خستگی بدنی او کم نمی شود ، پرخاشگر می شود و .....0 نتیجه اینکه از موبایل یا وسیله زنگ داری که مطمئن است استفاده کرده و راحت بخوابید. امروزه بسیاری از افراد موبایل را کوک کرده و برای ساعت معنی مثلا ساعت نماز صبح تنظیم می کنند و بعد موبایل را خاموش می کنند. این کار برای فرد آرامش به همراه خواهد داشت که در یک ساعت معین برای نماز و همچنین برای رفتن به سر کار با صدای موبایل بیدار می شوند. این تجربه در بسیاری از مراجعین مراکز مشاوره ، نتیجه خوبی داشته است .
ورزش نه در صبح بلکه در بعد از ظهر و یا شب. بسیاری از افراد ورزش را در صبح توصیه می کنند، با توجه به تجربیات کار با دانشجویان و افراد عادی در کلینک های دانشجویی و غیر دانشجویی ، به نظر می رسد که ورزش در صبح دوام نخواهد داشت. امروزه مردم به دلیل مشغله کاری و گرفتاریهای روزمره ، در صبح قادر به ورزش توام با لذت و عاری از اضطراب و نگرانی نیستند. به همین دلیل و با توجه به تجربیات کاری ، توصیه می کنیم ، ورزش در بعد از ظهر و یا در ابتدای شب و قبل از خوردن شام مختصر ، صورت گیرد. به سخن دیگر اینکه وقتی شما توانستید یک ساعت یا حداقل نیم ساعت فعالیت بدنی تند مانند دویدن ، طناب زدن و ..... انجام دهید و استحمام کردید، شما در شرایط بدنی قرار می گیرید که بهتر به خواب می روید. پس ورزش در شب با تاکید بر کیفیت خواب به همراه استحمام ، توصیه می شود.
هیچ عملی در رختخواب غیر خوابیدن انجام ندهید. عده ای عادت دارند که در رختخواب درس بخوانند، واکمن گوش دهند، تخمه و آجیل بخورند و ده ها کار دیگر . به نظر می رسد وقتی شما چنین کارهایی را در رختخواب یا تخت خود انجام می دهبد ، باز بدن و روان خود را سرگردان می کنید که آیا اینجا محل خوابیدن است یا تخمه خوردن و واکمن گوش کردن. این جلوگیری از پدیده شرطی شدن است که در بالا توضیح داده شد. شما باید چنان عمل نمائید که به محض رفتن به رختخواب ، بدن احساس کند که دیگر زمان خواب است و خیلی راحت به خواب روید.
انسان موفق
تعریف موفقیت:
بیشتر دانشمندان و نویسندگان سعی کردهاند تعریف جامع و کاملی از موفقیت ارائه دهند تا مورد استفاده همگان قرار گیرد، اما شمار فراوان این تعاریف خود موجب گردیده است که تا به حال توصیف دقیق و مشخصی از این کلمه در دست نباشد و در واقع ندانیم که اصولاً موفقیت چیست و ما دستیابی به چه چیزهایی را موفقیت مینامیم.
یکی از دلایل عمده ی تعدد تعاریف موفقیت، برداشتهای گوناگونی بوده که از این مفهوم شده است. بسا افرادی که به دلیل دستیابی به خواستههایشان، خود را موفق و کامیاب میپندارند، امّا این موفقیت از نظر دیگران چندان ارزش و اعتباری ندارد. و یا افرادی هستند که احساس میکنند، موفق شدهاند ولی وقتی واقعاً در آن تفکر میکنند، میبینند پدیده ی فوق واقعاً، آن موفقیتی که فکر میکردند نیست. بنابراین موفقیت امری نسبی بوده و هرگز تعریف واحدی به خود نمیپذیرد.
«آرامش و اطمینان، بهترین موفقیت است»
آلفرد اوستن
در نظر اکثریت مردم فرد موفق کسی است که به آرزوهای خود رسیده و در درون،احساس رضایت خاطر دارد، که این خود حاصل تلاش و کوشش مداوم در زندگی میباشد. البته این را هم باید دانست که هیچکس واقعاً موفق نیست، مگر آنکه خوشبخت باشد و خوشبخت کسی است که کاری مفید و با ارزش انجام دهد.
میتوان گفت موفقیت به مفهوم برخورداری از بسیاری مواهب است، از جمله: رفاه نسبی در زندگی، کسب احترام، بزرگی و عزّت در محیط کار و در عرصه ی اجتماع، رهایی از نگرانی، سرخوردگی و شکست. موفقیت یا کامیابی هدف زندگی است، هر انسانی خواهان موفقیت بوده و طالب بهترین چیزهایی میباشد که از روزگار میتواند بدست آورد. نخستین و بهترین ایستگاه آن است که از هم اکنون خود را در شمار افراد منتخبی قرار دهید که میخواهند از روزگار کام ستانند.
موفقیت، جریان مداومی است که ضمن آن مشتاق و آرزومند توفیقهای بیشتری هستیم. و در واقع راه موفقیت همیشه در دست ساختن است.
موفقیت پیش رفتن در مسیر است، نه به نقطه ی پایان رسیدن.
موفقیت واقعی چیست؟
کوشیدن، جستن، یافتن و هرگز تسلیم نشدن راز موفقیت واقعی است؛ که اگر به آن دست یابیم با تمام وجود احساس رضایت خواهیم کرد.
در این سلسله مقالات به هفت اقدام اشاره می کنیم که با انجام آنها به موفقیت واقعی میتوان دست یافت:
در این مقاله به بحث نیروهای درونی می پردازیم.
1- نیروهای درونی خود را آزاد کنید:
امام علی (ع) میفرماید:
آیا میپنداری که جسم کوچکی هستی،
در حالی که در درون تو جهان بزرگی نهفته است.
لحظاتی با خود خلوت کنید، در چشمه ی صاف و فراوان اندیشهها، غرق شوید و نیروهای عظیم و حیاتبخش خود را در نظر آورید!
کاوشها و پژوهشهای عصر حاضر در مورد انسان حاکی از آن است که برخلاف آنچه تصور میکنند، انسانها، کم یا بیش دارای منابع و ذخایر بالقوه و خداداد مشابهی هستند و از این لحاظ تفاوت فاحشی بین آنها وجود ندارد.
عدهای این استعداد و ذخایر را در وجود خویش کشف میکنند و با بکار بستن آن به نتایج عظیم و شگرفی دست مییابند و عدهای دیگر از تواناییهای بالقوه ی خود استفاده نکرده و آنرا با خود به گور میبرند. تفاوت انسانهای موفق جهان با سایر افراد در همین است.
نیروهای آشکار و پنهانی که در درون انسان وجود دارد و متناسب با شرایط محیطی خاص، از طریق نظام عصبی واکنش نشان میدهند عبارتند از: شعور و آگاهی، قدرت جسمانی، عشق و علاقه، نبوغ و خلاقیّت، ایمان، پشتکار، خشم، شهوت، کینه، اعتماد به نفس، اراده، شادی و نشاط، غم و اندوه، ضعف و کسالت، اضطراب و نگرانی، حساسیت، کنجکاوی، مهر و محبت و ...
هر یک از این نیروها همانند یک بردار، دارای شدت و جهت معینی هستند که اندازه و جهت آن در افراد مختلف و در حالتهای گوناگون با یکدیگر تفاوت دارد. این نیروها نیز فعال نیستند و تأثیر چندانی در رفتارها ندارند. فرآیند مجموع این نیروهاست که روحیه و عملکرد انسان را شکل میدهد و او را وادار به بازتاب در مقابل عوامل محیطی میکند. اگر این نیروها تحت تأثیر محرکها با شرایط ویژهای آزاد و همسو شوند، نیروی عظیمی پدید میآید که دارای انرژی خارقالعادهای است و انسان را بسیار نیرومند میکند به طوری که قادر خواهد بود حتی بعضی از کارهای غیرممکن را، ممکن کند. اگر همسو شدن نیروها در جهت مثبت باشد، انرژی بیکران آزاد خواهد شد و انسان را در جهت مثبت به منظور سازندگی حرکت میدهد و اگر این نیروها به هر دلیل و تحت هر شرایطی در جهت منفی و مخالف، همسو شوند، آنگاه همین نیروی عظیم در جهت تخریب و نابودی انسان عمل میکند. سستی و تنبلی، افسردگی و کسالت روحی، خشم و خشونت، کشتار دستهجمعی، قتل عام و بسیاری از رویدادهای دیگر، از همین قبیل است.
«موفقیت همیشه با ذهنیتهای مثبت ایجاد میگردد و زاییده ی آن است.»
شاه آبادی
«وین دایر» در تشریح تصویر یک شخصیت سالم مینویسد:
«داشتن انرژی سرشار و قابل ملاحظه، از ویژگیهای شخصیت سالم است. شور زندگی در وجودش موج میزند. عشق و اشتیاق، انرژی پر قلیانی را در او متمرکز میکند و او را به چنین تکاپو وا میدارد. ساعات کمی را به خواب اختصاص میدهد و مفهوم بیحوصلگی و کسالت را نمیفهمد. مجموعه رویدادهای زندگیاش، حاصل احساسات، اندیشهها، تلاشها و فرصتهاست، حتی اگر در زندان باشد، فکر خود را بطور بدیهی بکار میاندازد تا با استفاده از اوقات، از فلج شدن شور و شوقش نسبت به زندگی جلوگیری کند.»
پس نتیجه میگیریم که اگر این نیروها به طور سازنده و مثبت با یکدیگر جمع شوند، چگونه به خدمت انسان در میآیند.
حال وقت آن است که ابتدا این نیروها را آزاد کرده، سپس در جهت مثبت بکار گیریم. با این کار، نیروی درونی ما بسیار قدرتمند میشود و قادر خواهیم بود اختیار زندگی و سرنوشت خویش را در قلمرو ممکنها بدست گیریم.
امام علی (ع) میفرماید: درد تو از توست، ولی تو بدان بصیرت نداری و درمان تو نیز در درون توست، لیکن تو بدان آگاهی نداری.
در دیدگاه حضرت علی (ع) انسان تمامی هستی را در درون خویش دارد ولی بدان آگاهی و شعور ندارد. انسان بالقوه قادر است بر اسرار عالم امکان، آگاهی یافته و نسبت به آنها علم حضوری پیدا کند.
چگونگی کمک به کسی که دچار افسردگی می باشد
از آنجایی که افسردگی و مانیا اغلب با نشانه های تردید یا قضاوت ضعیف همراه است کار برنامه ریزی، دشوار می شود. در این شرایط یکی از دوستان یا اعضای خانواده ممکن است بتواند در این رهگذر بسیار موثر واقع شود. حصول اطمینان از اینکه شخص داروهای تجویز شده را مصرف می کند یا طبق قرار قبلی به پزشک یا درمانگر رجوع می نماید می تواند به سرعت بهبودی کمک نماید. اما اگر این راهنمایی به گونه ای باشد که احساس کند به خواسته ها و ارزشهای او بهای لازم داده نمی شود، مشکلاتی به وجود می آید. در صورت امکان می توان با یکی از افراد خانواده یا یکی از نزدیکان شخص در این زمینه مشورت نمود.
دوستان و نزدیکان فرد باید معیاری برای سالم بودن شخص معالجه شده داشته باشند، یکی از راههای مهم برای رسیدن به این موضوع ، سوال از او و شنیدن نظر اوست . اما اشکال این طرز برخورد این است که فرد بهبود یافته از اینکه می بیند رفتارش مورد قبول دیگران قرارنگرفته ، ناراحت می شود.
بيائيم با پذيرش اينگونه افراد وبرخوردي منطقي و دوستانه به بهبود دوستانمان كمك كنيم.
شیطان پرستی
شيطان پرستي يکي از اعتقاداتي است که برخي به آن پيشينه هزاران ساله ميدهند و دليل آن را نيز پرستش هر موجود داراي قدرت توسط مردمان هزاران سال پيش و يا در نظر گرفتن دو خداي ضد هم يعني خداي خير و شر ميدانند.
اختلال جمع هراسی
از افسـردگـي و اعـتـياد به الـكــل مــتـداولـتـريــن اخــتـلال
روانشنانختي محسوب ميگردد. افـرادي كـه دچـار هـراس
اجتماعي مي بـاشنـد در مـوقعيـتهاي اجتماعي اضطراب
شديدي را تجربه مي كنند. اين گـونه افراد از موقعيتهايي
كه امكان دارد از سوي ديگران مورد قضاوت و بررسي قرار
گيـرند هـراس دارند. آنها دائـما از آن بيـم دارنـد كـه مــورد
قضاوت، ارزشـيابي، انتقاد، تحقير و تمسخر ديگران واقــع
گردند. البته اغـلب مـردم در موقـعيـتهاي خـاص اجتماعي
مـانند صحبت در جمع و يا ورود به يك مكان مملو از افراد
نـا آشــنـا دچـار خجالت و دستـپاچگـي شـده و مــضطرب
مي گردنـد كـه ايـن نـوع تــرس همـگـاني بيـانـگر هـــراس
اجتماعي نميباشد. در صـورتي اضطراب فرد جنبه هـراس
اجتماعي پيدا ميكند كه:
1- سبب گردد تا فرد از موقعيت هراس آور اجتناب كند.
2- هرگاه نتواند از آن بگريزد آن موقعيت را با استرس و پريشاني شديد تحمل ميكند.
3- در زندگي روزمره فرد تداخل قابل ملاحظه اي پديد مي آورد: كار، تحصيل، خـانــواده و زندگي اجتماعي.
افراد مبتلا به هراس اجتماعي از داشتن افكار نامعقول در رنج مي باشند اين گونه افراد معمولا از موقعيت هاي زير وحشت دارند:
1- ترس از صحبت در جمع (متداولترين)
2- كانون توجه ديگران قرار گرفتن.
3- خوردن و آشاميدن در مقابل ديگران.
4- نوشتن و يا كار كردن در حضور ديگران.
5- پرسش كردن در يك جمع و يا گزارش دادن.
6- استفاده از توالت عمومي و وسايل نقليه عمومي.
7- مورد انتقاد و اذيت ديگران قرار گرفتن.
8- ملاقات با افراد مهم مانند كارفرما، مدير، رييس.
9- ارتـبـاط بـا ديـگران: قـرار ملاقات گذاشتن، به ميهماني رفتن، شلوغـي، آغاز گفتگو ، خريد رفتن
10- طرز تفكر افراد نسبت به وي.
11- در حضور ديگران دچار اشتباه گردد.
علائم هراس اجتماعي
هنگامي كه فرد در معرض موقعيت هراس آور واقع ميگردد دچار اين علايم ميگردد:
1- چهره افروخته، لرزش بدن، خشكي دهان و گلو، تيك عصبي، افزايش ضربان قـلـــب، تعريق كف دستها، احساس سرگيجه و حالت تهوع، درد شكم، سر درد، تنفس سريع و كم عمق.
2- احساس ميكند حرفي براي گفتن ندارد.
3- احساس بلاتكليفي و عدم اعتماد بنفس .
4- افكار منفي : خـودم را ملعبه دست ديگران كردم. جـز بـه افـكار مـنفي و بـازخوردها و واكنشهاي منفي ديگران و خود اضطرابي نميتواند تمركز كند.
5- درك اين موضوع كه اين افكار نامعقول ميباشند.
6- ميل شديد به گريختن از محل.
ترسهاي برخاسته از هراس اجتماعي
1- نگراني از آنكه ديگران متوجه علايم اضطرابي گردند مانند: تـعريـق و جـمـلات از هــم گسيخته.
2- ترس از آنكه احمق، مضحك و نادان بنظر برسد.
3- ترس از آنكه فردي ساكت، كسل كننده و خسته كننده بنظر آيد.
4- ترس از آنكه از نظر اجتماعي بي كفايت تلقي گردد.
قبل و بعد از موقعيت استرس زا
فرد نه تنها در لحظه موقعيت استرس زا دچار اضطراب مي گردد، بـلـكه پـيش از وقوع آن حتـي از يــك هفته مانده به آن صحنه استرس زا را پيش بيني كرده و اضـطراب وي آغـاز مي شود. پس از پاين يافتن واقعه نيز عملكرد و گفته هاي خود را مورد ارزيابي قرار داده و معمولا از آنها رضايت كامل نداشته و خود را مورد نكوهش قرار مي دهد. هرگاه هراس اجتماعي فرد درمان نگردد، عواقب زير را بدنبال خواهد داشت:
1- مصرف مشروبات الكلي براي غلبه بر اضطراب.
2- استفاده از داروهاي آرامبخش.
3- افسردگي.
4- مشكل در ايجاد و تداوم ارتباط با ديگران.
5- محروميت از فرصتهاي شغلي و تحصيلي.
6- انزوا و كناره گيري از خانواده و اجتماع.
7- افكار خودكشي.
روشهاي درمان
1- تكنيك هاي غلبه بر اضطراب: شـامـل ريـلـكس كـردن عـضـلات، تـنـفس عـميق و آهستـه، مديتيشن و تصوير سازي ذهني ميباشد.
2- آموزش مهارتهاي اجتماعي: الگو سازي رفتار هاي مناسب،پس از آن تمرين آنها در فعاليتهاي واقعي زندگي.
3- در معرض عامل هراس آور قرار دادن: فرد را بمرور با عامل وحشت زا روبرو كرده و ترس وي را اينگونه كاهش ميدهند.
4- دارو: آرام بخشها، داروهاي ضد افسردگي و سركوب كننده سرتونين.
5- مشاركت در فعاليتهايي كه اعتماد بنـفس و حـس امـنـيـت فـرد را افـزايش ميدهد.
6- به چالش طلبيدن افكار نامعقول و مثبت انديشي.
انسان های خود شکوفا
آبـراهـام مـازلـو بـراي نـخستـيـن بـار مـدل سـلسـله مراتب
نـيازهاي انسان را پايه گذاري كرد. كه البته بـعدها تـوسـط
افـراد گوناگوني اين سلسله مراتب بسط و گسترش يافت.
هر انساني در زندگي براساس نيازهايي انگيخته و تحريك
مي گردد كه عمده ترين آنها به مـنـظور حفظ حـيات صورت
مي پـذيرند. بنـيـادي تـرين ايـن نـيـازهـا مـوروثـي و فـطـري
ميباشند كه طي ده ها هزار سال تكامل يافته اند. آبراهام
مازلو معتقد بود كه انسانـها بـايد نخست نيازهاي بنيادين
خود را ارضا و بر آورده كنند تا انگيزه براي تكامل به نيازهاي
والاتـر در وجـودشان شكل گرفته و به آنها علاقه مند گردند.
سلسله مراتب نيازهاي انسان به قرار ذيل ميباشد:
1- نيازهاي زيستي و فيزيولوژيكي: نـيـاز به اكسيژن، غذا، آب، سـر پـنـاه (مسكن)، گرما، روابط جنسي، خواب و پوشاك.
2- نيازهاي امنيتي: ايـمنـي در بـرابـر عـوامــل طبيعي (زلزله، طوفان)، امنيت (امـنـيـت اجتماعي، مالي، شغلي و غيره)، نظم، قانون، محدوديت ها و ثبات.
3- نيازهاي عشقي و تعلق پذيري: كار گروهي، خانواده، رابطه با ديگران، غرور، گـريز از طرد شدگي، عشق ورزي ديگران به فرد و بالعكس.
4- نيازهاي تاييدي و احترامي: عزت نفس ، موفقيت،مهارت، استقلال، سلطه گري، اعتبار، شهرت، قدر و منزلت، نفوذ و اعتماد بنفس.
5- نيازهاي شناختي و معرفتي: علم، دانش و مفهوم.
6- نيازهاي زيبايي شناسي: ارزش نـهادن و جـستـجـوي زيـبايي، هماهنگي، توازن و تقارن، تناسب و نظم.
7- نياز خود شكوفايي(خود يابي): پي بردن به استعدادهاي نهاني و بالقوه، تـكـامـل فـردي، عـدالـت خـواهـي، شـناخت ماهيت خويشـتـن، انـگـيـزه بـراي دسـتـيـابـي به اوج قابليتهاي خويش.
8- نيازهاي متعالي: كـمـك بـه ديـگران براي دست يابي به مرتبه خود شكوفايي، نـيـاز هاي معنوي. براي مثال از فردي كه داراي امنيت مالي در جامعه نميباشد نميتوان انتظار رفتار مناسب اجتماعي داشت.
ويژگي هاي شخصيتي انسان خود شكوفا
1- حس تشخيص واقعيت، آگاهي از شرايط موجود و واقعي، واقع گرا، قضاوت بي طرفانه و عيني و نه بر اساس طرز تفكر شخصي و متعصبانه.
2- طرز نگرش بر مشكلات به عنوان چالشها و شرايطي كه نيـاز بـه راه حل دارند و نه به عنوان حربه اي براي شكوه گري و توجيهات فردي.
3- نياز به حريم و تنهايي و توانايي تحمل تنهايي.
4- متكي به قضاوتها و تجارب خويش، مستقل، عدم اتكاء بـه فـرهنـگ و محـيـط پـيرامون خود براي شكل گيري عقايد و ديدگاه ها.
5- عدم تاثير پذيري از فشارهاي اجتماعي.
6- دموكراتيك، منصف و بدون قائل شدن تبعيض، پذيرش و لذت بردن از تمامي فرهنگـها، نژادها و تفاوتهاي فردي انسانها.
7- از لحاظ اجتماعي دلسوز و مهربان، داراي خصوصيات انساني و بشر دوستانه.
8- پذيرش افراد همانگونه كه هستند و عدم تلاش براي تغييردادن آنها.
9- در كنار ديگران راحت ميباشد، با وجود هر نوع گرايش نا متعارف ديگران.
10- خود انگيخته و با اصالت ميباشد، با خويشتن صادق است، هـمان گـونـه كه دوست دارد ميباشد و نه آنگونه كه ديگران از وي ميخواهند.
11- شوخ طبع بوده البته حس پوخ طبعي كه متوجه خود و يا وضعيت بشريت ميباشد و نه ديگران.
12- تعداد محدودي دوست صميمي دارد و نه تعداد زيادي رابطه سطحي.
13- علاقه مند به همه چيز حتي امور عادي.
14- خلاق-مبتكر و اصيل.
15- بدنبال تجارب ناب و دستيابي به موفقيتهايي است كـه اثـري مـانـدگـار از خود بجاي گذارد.